براى بازگشت به صفحه اصلى كتابخانه كليك كنيد براى بازگشت به صفحه اصلى كتابخانه كليك كنيد
قرآن | حديث | ادعيه و زيارات | انبيا الهي | ائمه معصومين | امامزادگان | حضرت معصومه (س) | شهر قم | اماکن متبركه | علماء و مشاهير | بانوان | معارف اسلامي | احکام شرعي
| داستان و حکايت | شعر و ادب | تربيتي - اخلاقي | مطبوعات | متفرقه | كتب انتشارات زائر |
 
 
 
 

عنوان كتاب

صفحه اصلى چاپ اين صفحه

نويسنده

کتاب شناسي قم و کريمه اهلبيت (ع)

مهدي رضواني پور


back page fehrest page next page

بخش اول (كليات)

فصل اول: نسخه هاي خطي


1. الاربعين في فضائل قم والقميين

شيخ حسين مفلس قمي (ارده شيره)، (1367-1305 ه . ق.)

مدرسي طباطبايي:

«شيخ حسين قمي، متخلص به مفلس و مشهور به «ارده شيره»، فرزند ملا محمد حسن (شاعرمتخلص به شاهد، در گذشته 1332)، فرزند حاج محمد رضا، فرزند ملا محمد تقي (شاعر متخلص به عاشق)، فرزند علي اكبر حلوائي، فرزند ابراهيم؛ شاعر اديب كه در ج 1- 1305 زاده شده و در 25 صفر 1367 در گذشته و در صحن نو آستانه قم به خاك رفته است. او منظومه اي در وصف «ارده شيره» سرود و از اين رو، به اين نام شهرت يافت... .

الاربعين في فضائل قم والقميين؛ به عربي در ده برگ (پايان نسخه اصل تحفة الفاطميين او، ج 1) كه نوشته اي مستقل است و آن را در فهرست نگارش هاي خود نيز جدا از اين كتاب ذكر مي كند. نگاشته ع 2- 1352...».(1)

آقا بزرگ تهراني:

«رسالة في اربعين حديثا؛ در فضائل قم و اهل آن و امور متعلق به آن، از شيخ حسين مفلس، فرزند محمد حسن، فرزند محمد رضا، فرزند مولا تقي، عالم و شاعر و ملقب به «عاشق»، فرزند علي اكبر حلوائي، فرزند مولا ابراهيم قمي متولد 1305 كه داراي شعر مخمّس «ارده شيره» و تاريخ قم به نام تحفة الفاطميين است».(2)

2. انوار المشعشعين

محمد علي بن حسين بن علي بن بهاء الدين ارجستاني كچوئي نائيني (محمد علي كاتوزيان تهراني)، (متوفاي 1330 يا 1331 ه . ق.)

مدرسي طباطبايي:

«محمد علي بن حسين بن علي بن بهاء الدين ارجستاني كچوئي نائيني، ساكن قم، در گذشته اواخر سال 1330 يا اوائل 1331 ه . ق. و مدفون در مقبره شيخان همين شهر، دانشمندي متتبع و فاضلي صاحب اثر بوده و در قم بر دانشمندان مشهور آن دوره شاگردي كرده و به خصوص از محضر حاج ملا غلامرضا قمي، صاحب قلائد، در گذشته 1332، استفاده برده است.(3)

او جز دو كتابي كه درباره قم دارد، رساله اي در توحيد و رساله اي ديگر در ردّ صوفيان نگاشته كه هر دو را در كتابي با نام «منور القلوب» مدون ساخته و آن را روز سه شنبه 26 ج 1- 1322 در قم به پايان برده است. او در ميانه اين كتاب احاديث مربوط به فضائل قم و مردم آن را نيز به مناسبتي در چند برگ نقل مي نمايد. نسخه اصل و منحصر اين اثر را آقاي لاجوردي در اختيار دارند.

«انوار المشعشعين» في اخبار قم والقميين، در سه مجلّد، نگاشته شده ميان سال هاي 1324-1330 ه . ق. جلد اول: انوار المشعشعين في شرافة قم والقميين، كه آن را در سال 1325 نگاشته و در سال 1327 جزء مطبوعات حاج شيخ احمد شيرازي در تهران در 242 صفحه به چاپ رسيده است. عمده مطالب اين مجلّد از تاريخ قديم قم گرفته شده و جز آن از مصادري ديگر نيز بهره برده... .

جلد دوم: انوار المشعشعين في ذكر ورود الطالبين الي القميين، در شرح احوال و انساب امام زادگان قم در 378 صفحه (نسخه اصل كه متعلق به خاندان مؤلف بوده و اكنون در اختيار حضرت آيت الله مرعشي نجفي است و عكس همين نسخه نيز در كتابخانه عمومي ايشان است) در يك مقدمه و 12 باب و خاتمه،... .

جلد سوم: رياض المحدثين في ترجمة الروات والعلماء القميين من الاولين والآخرين، سرگذشت نامه دانشمندان قم و راويان و محدثان آن كه دو تحرير دارد:

تحرير نخست: به فارسي در 361 صفحه كه در ذي قعده 1324 به نگارش آن آغاز كرده است (ص 11). او نخست مواد كتاب خود را به اين صورت تدوين نموده و سپس آن را به عربي باز گردانده است (نسخه حضرت آيت الله مرعشي نجفي و عكس كتابخانه عمومي ايشان).

تحرير دوم: به عربي در 670 صفحه رحلي. اين يكي جامع تر از تحرير نخست و براي آگاهي بر نام و آثار و احوال دانشمندان گذشته قم بسيار سودمند است... نسخه اصل و منحصر اين مجلّد هم در اختيار حضرت آيت الله مرعشي نجفي و عكس كامل آن در كتابخانه عمومي ايشان است.

... بنابراين، در اين اثر 667 تن از دانشمندان و راويان و رجال علمي قم معرّفي و شناسانده شده اند و با افزودن چند تن ديگر كه نام آنان در كناره برخي صفحات به خط ريز الحاق شده، اين رقم تا پيرامون 680 فزوني مي يابد».(4)

آقا بزرگ تهراني:

«انوار المشعشعين؛ در بيان شرافت قم و قمي ها، فارسي درباره تاريخ قم و آنان كه از اولاد ائمه - عليهم السلام - به آنجا وارد شدند و شرح احوال راويان قمي است در سه مجلّد كه مجلّد اولش بر دوازده باب ترتيب يافته و در هر باب فصولي دارد. اين اثر از شيخ محمد علي، فرزند حسين، فرزند علي، فرزند بهاء الدين، معاصر و مقيم قم است كه آن را از ترجمه تاريخ قم و ديگر كتبي كه در اول آن ذكر كرده، اخذ نموده و جلد اول را در سال 1325 به پايان برده و در سال 1327 در ايران به چاپ رسانده است».(5)

سيد احمد حسيني خوانساري:

«انوار المشعشعين؛ در شرافت قم و قمي ها، از عالم جليل، شيخ محمد علي، فرزند حسين فرزند علي، فرزند بهاء الدين قمي، در سه مجلّد:

اول: در ذكر شرافت زمين قم و اهل آن و آمدن اعراب به سوي آن در سال و ماه.

و دوم: درباره اولاد ائمه (عليهم السلام) كه در آنجا مدفون هستند و آنان كه به سوي قم آمدند خصوصاً حضرت فاطمه معصومه (سلام الله عليها)

و سوم: درباره حالات راويان قمي. در سال 1325 تأليف آن را آغاز نمود و دو مجلّد از آن به طبع رسيده است».(6)

منصوره وثيق:

«تاريخ قم، مسميّ به انوار المشعشعين، محمد علي كاتوزيان طهراني 1254 (محمد علي بن حسين بن علي بن بهاء الدين كاتوزيان طهراني) به اهتمام شيخ احمد شيرازي، خط احمد بن محمد هزار جريبي، تهران: دار الخلافه 1327 ه . ق. ج 1 (242 ص)، اندازه جلد: 17*5/25».(7)

3. بدر المشعشع

حاج ميرزا حسين بن محمد تقي بن ميرزا محمد علي نوري طبرسي (متوفاي 1320 ه. ق.)

عبد الحسين حائري:

«بدر مشعشع؛ شامل تواريخ و انساب سادات رضوي و دفع شبهاتيست كه در مورد انتساب ايشان به امام علي الرضا (عليه السلام) بواسطه محمد اعرج ميشده است. اين نسخه با كتاب شماره 1233 در يك مجموعه است. صورت سؤالي كه از حاج ميرزا حسن شيرازي زمامدار بزرگ شيعه متوفي 1312 ه . ق. درباره اين موضوع شده به ضميمه جواب ايشان در پايان نسخه، و همچنين صورت دستخط تقريظ معزي اليه درباره مؤلف اين كتاب در كتيبه صفحه اول رونوشت شده است.

مؤلف حاج ميرزا حسين بن محمد تقي بن ميرزا محمد علي نوري طبرسي از دانشمندان و محدثين نامي اوائل قرن حاضر بوده و تصنيفات بسياري دارد كه مشهورترين آنها مستدرك الوسائل است... حاجي نوري نزد شيخ مرتضي انصاري و حاج شيخ عبدالحسين شيخ العراقين و حاج ميزا حسن شيرازي تحصيل علوم منقول كرده و در جمادي الثاني 1320 ه . در نجف وفات يافته است».(8)

آقا بزرگ تهراني:

«بدر المشعشع، في احوال ذريّة موسي المبرقع؛ از شيخ ما علامه نوري، حاج ميرزا حسين فرزند ميرزا محمد تقي فرزند محمد علي طبرسي - قدس سرّه - متوفاي شب چهارشنبه (27 ج 2، 1320) است كه در اين كتاب ذكر نموده: ترجمه سيد شريف ابوجعفر موسي مبرقع فرزند امام محمد تقي - عليه السلام - و شرح احوال او و هجرتش از كوفه و ورودش به قم در سال 256 تا وفاتش در سال 296 در آنجا و بيان ذرّيه و نوادگانش و اثبات صحتِ انتساب جمعي از منتسبين به او، و كتاب را در (ع 1، 1308) به اتمام رسانده، همچنان كه در نسخه اي كه به خط مؤلف در كتابخانه شيخ ميرزا محمد طهراني است و به خط خود آن را به او اهدا نموده، ديده ام. اين كتاب در سال تأليفش در بمبئي به چاپ سنگي رسيده و تقريظ سيد مجدد شيرازي بر آن است».(9)

4. بوارق = البوارق في فضيلة قم = رسالة في فضيلة قم = احاديث وردت عن ائمتنا المعصومين في شرافة قم و اهله

محمد مهدي حسيني قمي

مدرسي طباطبايي:

«ابوالشرف محمد مهدي بن علي نقي بن نعمت الله حسيني قمي متخلص و شهير به توحيد، خطيب و واعظ قم، زنده در سال 1116 از فضلاء اين شهر در اواخر قرن يازدهم و اوائل دوازدهم و از شاگردان قاضي سعيد قمي... .

«بوارق» در احاديث مربوط به قم: نسخه اي از اين رساله كه آن را علي اكبر فيض در سال 1289 براي اعتضاد السلطنه وزير علوم نوشته در كتابخانه مدرسه سپهسالار تهران به شماره 286 هست كه در فهرست اين كتابخانه 1: 220-221 شناسانده شده... .

نسخه اي ديگر از اين رساله كه افزوده اي در فضائل اشعريان دارد در ش 5 مجموعه 2038 كتابخانه مدرسه فيضيه قم هست. نسخه اي ديگر كه در آغاز و انجام مانند نسخه سپهسالار است، در كتابخانه آقاي لاجوردي در قم است. اين نسخه در دفتري است كه آغاز آن چهل حديث قدسي و سپس همين رساله است... رساله شماره 3710 كتابخانه ملي ملك نوشته محمد رضا بن محمد رضوي قاري قمي در «ع 2- 1306» كه با نام «احاديث وردت عن ائمتنا المعصومين في شرافة قم و اهله» در فهرست آنجا (عربي: 17-16) شناسانده شده نيز چنان كه از آغاز و انجام آن پيداست، نسخه اي ديگر از همين رساله است».(10)

آقا بزرگ تهراني:

«البوارق في فضيلة قم؛ از سيد محمد مهدي قمي است كه در اول آن بعد از ذكر حمد و دعا گفته است: "اين مجموعه اي است از احاديث در فضيلت قم و اهل آن كه جامع احاديث، محمد مهدي حسيني قمي بنابر آنچه مولاي ما محمد باقر در بحارالانوار و غير او در كتابهايشان نقل كرده اند، بيان مي كند". نسخه وقف شده آن در مدرسه جديد سپهسالار است كه تاريخ كتابتش، سال 1289 مي باشد».(11)

احمد منزوي:

«رسالة في فضيلة قم؛ رساله اي است در فضيلت قم و تاريخ مختصري از بقعه دخت موسي و احاديثي كه در فضيلت قم رسيده است. در آن آمده: هذه جملة احاديث في فضيلة بلدة قم و اهلها علي ما نقلها مولانا محمد باقر في بحارالانوار و غيره في كتابهم، فقال جامع الاحاديث محمد مهدي الحسيني القمي رحمه الله تعالي.

غير مبوب است. خط: ثلث، كاتب: علي اكبر، تاريخ 1275، 46 ورق، كاغذ فرنگي، سطر 5/13*20، جلد تيماج قرمز، اندازه جلد 20*25، در اطراف سطور جدول و كمند ساده نيلي است».(12)

ابن يوسف شيرازي:

«[99] بوارق در احاديث راجعه بقم (عربي)

مؤلف اين كتاب سيد محمد مهدي حسيني قمي است. نام و نشاني از ايشان در كتب سير ديده نشد. در ابتداء نسخه ذيل چنين نوشته شده: هذا جملة احاديث في فضيلة بلدة قم واهلها علي ما نقلها مولانا محمد باقر في بحارالانوار و غيره في كتابهم فقال جامع الاحاديث محمد مهدي الحسيني القمي رحمه الله تعالي بسمله الخ.

اخباريكه راجع بشهر قم و فضيلت اهالي آنجا و بزرگاني ديگر از خانواده حضرت رسالت پناهي (صلي الله عليه و اله) وارد شده با ذكر اسناد آن در اين كتاب جمع گرديده و در حدود 240 بيت است... .

(286) بوارق، احاديث راجعه بقم؛ اين نسخه را بخط نسخ خيلي خوب، علي اكبر فيض براي تقديم بشاهزاده اعتضاد السلطنه وزير علوم آن عصر در سنه 1289 نوشته است. در آخر نسخه سه ورق كاغذ ننوشته ميباشد.

جلد: تيماج، كاغذ: سمرقندي، عدّه اوراق: 21، صفحه: 10 سطر، واقف سپهسالار، قطع: خشتي، طول: 2112 سانتيمتر، عرض: 18 سانتيمتر، نمره كتابخانه 1852.(13)

5. تاريخ دارالايمان قم

محمد تقي بيك ارباب (متوفاي 1311 ه . ق.)

مدرسي طباطبايي:

«محمد تقي بيك ارباب، معروف به ارباب جان بابا، فرزند حسنعلي بيك از فضلا و اديبان اين شهر در دوره ناصري. شرح حال او را علي اكبر فيض در تذكره شعراي معاصرين دارالايمان قم (ش 145 كتابخانه آيت الله مرعشي نجفي در قم: برگ 22ر 26پ) بدين گونه آورده است:

«ارباب - داهية الدهر باقعة الزمان ذليق اللسان رشيق البنان اللوزعي الالمعي محمد تقي بيك ارباب خلف الصدق حسنعلي بيك كه در قريحه نظم و سليقه نثر و انارت رأي و كفايت معضلات و كفالت امورات و خبرت در عمل فلاحت و دانائي به رساتيق و مزارع حومه ولايت و تنقيح حساب و تشخيص جمع و تلخيص فذلك ديواني اين شهر واحدي است بي ثاني...».

پس از آن متن دو نامه از او يكي به نواب محسن ميرزا امير آخور جمكران قم (22پ -23ر) و ديگري به محمود خان بيگدلي (23ر 26پ) نقل شده است.

در كتاب «شرح زندگاني من» عبدالله مستوفي در چندين جا (از جمله، ج 1، چاپ نخست: ص 451/636/683/699-700) از اين شخص ياد شده... بنابراين او در پيرامون جمادي الاولي سال 1311 ه . ق. درگذشته است. شرح زندگي او جز اين دو مأخذ در تاريخ قم فيض (برگ 23پ 24ر، نسخه اصل) و جنگ ش 146 كتابخانه آيت الله مرعشي نجفي، قم از همو و تحفة الفاطميين شيخ حسين مفلس (جلد اول، باب هفتم و جلد دوم: 142-140) نيز آمده است... و همچنان كه در ذيل متن منقول از «شرح زندگاني من» مستوفي دانستيم، پدر حاجي ميرزا محمد ارباب، دانشمند بزرگ روحاني متنفذ قم در نيمه نخستين اين قرن و نياي خاندان اشراقي اين شهر است. از او جز كتاب مقتل منظوم كه فيض در تذكره ياد مي كند، اثري در دست است با نام:

«تاريخ دارالايمان قم» كه آن را بنابر آنچه در ديباچه ياد مي شود، به خواهش ميرزا سيد مهدي حكمران قم در سال 1295 نگاشته و از پايان آن برمي آيد كه در محرم همين سال از تأليف آن فراغت جسته است.

اين رساله جزء ثبت ها و كتابچه هايي است كه به منظور تدوين «مرآت البلدان ناصري» فراهم آمده و به دار التأليف همايوني فرستاده شده است. از اين ثبت ها و كتابچه ها هشت مجلّد قطور در كتابخانه وزارت دارائي بوده كه اكنون به كتابخانه بيوتات سلطنتي منتقل شده است... .

از اين رساله، نسخه اي در 102 برگ، به شماره 18174 دفتر در كتابخانه مجلس سنا محفوظ است... «لمبتون» در متن (ص 309) و فهرست مآخذ «مالك و زارع در ايران» از نسخه اي با نام «تاريخ قم» يا «تفصيل حالات و املاك و مستغلات و قنوات و بلوكات قم» ياد مي كند كه به نام ميرزا سيد مهدي در 1295 نوشته شده و نسخه آن در كتابخانه وزارت دارائي به شماره 725 محفوظ بوده و اكنون بايد در كتابخانه بيوتات سلطنتي باشد. اين رساله بايد نسخه اي ديگر از همين اثر باشد...».(14)

محمد علي حائري:

«تاريخ دارالايمان قم؛ از محمد تقي بيك قمي (ق 13 ه)، بعد از تصميم امناي دولت، بر تأليف كتاب «مرآت البلدان في احوالات بلاد ايران» از حكام ولايات خواسته مي شود كه از اشخاص خبير و بصير هر ولايت بخواهند تا احوالات آن ولايت را تحرير و تأليف نمايد. لذا مؤلف بخواسته «ميرزا سيد مهدي مؤتمن السلطان»، حكمران قم، اين تاريخ را تأليف نموده است. در يك مقدمه و چند باب».(15)

ناصرالدين انصاري قمي:

«اين يكي از بهترين كتابهايي است كه پيرامون شهر مقدّس قم نگاشته شده است. عناوين آن عبارتند از: سرّ ناميدن قم، حدود و طالع قم، بناي شهر، آمدن اعراب اشعري، مفاخر اشعريون، بناهاي عرب اشعري، اعيان و اشراف و علما و سادات قم، اماكن مشرفه، انهار و باغات و مساجد و مدارس، قنوات، يخچال ها و آسيابها، ايلات و مراتع و بلوكات و كوهها و معادن قم».(16)

محمد تقي دانش پژوه:

«1. تاريخ دارالايمان قم؛ با تاريخ تأليف «در شهور سنه... وست و ثمانمائة» (نسخ از روي نسخه اصل نوشته در روز دوشنبه 27 ذح 837)».(17)

احمد منزوي:

«تاريخ دارالايمان قم؛ قمي، محمد تقي بيگ بن حسنعلي (روزگار ناصري)، (تاريخ و جغرافيا، چاپ مدرسي طباطبائي 1353 خ). سنا 2: 226».(18)

6. تاريخ قم = ترجمه كتاب قم

حسن بن علي بن حسن بن عبدالملك قمي (متوفاي پيش از 847 ه . ق.)

مدرسي طباطبايي:

«تاج الدين حاجي حسن خطيب بن بهاء الدين علي بن حسن بن عبدالملك قمي از اديبان و فاضلان قم در اواخر قرن هشتم و اوائل نهم، درگذشته پيش از رمضان 847، مردي اديب و دانشمند بوده و در علوم ادبيت و عربيت تبحري به سزا داشته است. از او فرزندي مي شناسيم با نام «بهاء الدين حافظ كاتب قمي» كه خطي خوش داشته... اين حاجي حسن «كتاب قم» را در آغاز قرن نهم به فارسي ترجمه نموده است (مصفي المقال: 127).

«ترجمه كتاب قم» كه به نام «ترجمه تاريخ قم» شهرت يافته و در سال هاي 805-806 تحرير شده است.

در اينجا چند نكته را تذكر مي دهد:

1- ترجمه تاريخ قم در چند مجلّد بوده كه مجلّد نخست آن مشتمل بر قسمتي از كتاب، از آغاز تا ميانه باب پنجم در سال 1313 به اهتمام آقاي سيد جلال الدين طهراني با فهارس اعلام و اماكن و كتب در تهران بر اساس نسخه اي مورخ 1001 - با دقّت در رعايت امانتي كه از جناب ايشان مشهور است - به چاپ رسيده است.

2- گذشت كه مجلسي براي تدوين بحارالانوار خود اصل عربي كتاب قم را مي خواسته و جز همين ترجمه را نيافته است (بحار 1: 42 چاپ جديد)؛ ليكن او نمي گويد نسخه اي كه از ترجمه يافته، تمام بوده است يا نه.

شاگرد او افندي در رياض العلماء ذيل شرح حال حسن بن محمد بن حسن قمي (مجلّد دوم شيعه، حرف حا؛ ذريعه 3: 276) مي نويسد: «نسخه اي از تاريخ قم به فارسي در شهر قم ديدم كه كتابي بزرگ و نيكو و بسيار سودمند، در چند مجلّد مشتمل بر بيست باب بود». حاجي نوري پس از نقل اين عبارت از رياض، خود مي گويد كه آنچه از اين ترجمه نيز به دست ما رسيده است، جز هشت باب نيست (خاتمه مستدرك: 369). صاحب انوار المشعشعين في احوال قم والقميين هم در مقدمه جلد اول چاپ شده (ص 3) جزء مصادر خود نسخه اي هشت بابي از اين كتاب را برمي شمرد.

درست دانسته نيست كه آيا افندي همه مجلّدات و ابواب كتاب را در قم ديده بوده است يا او نيز همين مجلّد نخست را ديده و به اعتماد فهرست ابواب بيست گانه در آغاز و عبارت «تمت كتابة هذه المجلدة الاولي وتمامه في المجلدة الثانية» در پايان، چنين نوشته است. نسخه حاجي نوري نيز كه اكنون در كتابخانه مركزي دانشگاه تهران جزء مجموعه مخطوطات دانشكده ادبيات نگاهداري مي شود، همين مجلّد نخست است در پنج باب (فهرست ادبيات: 76). عبارت مقدمه جلد اول انوار المشعشعين هم خطاست و درست پنج باب است؛ چه نگارنده آن كتاب خود در چندين جاي ديگر از مجلّدات دوم و سوم (از جمله: برگ نخست مجلّد سوم، نسخه اصل. برگ 2پ تحفة الفاطمية الموسوية) به تصريح مي نويسد كه نسخي كه از ترجمه تاريخ قم در دست داشته، همه تا فصل اول باب پنجم و برخي كمتر از آن است و تنها نسخه حاج ميرزا غفار، فرزند ملا عبدالله عرب (نسخه خاندان اعرابي قم كه اكنون در تهران است) تا پايان باب پنجم را دارا بوده كه او مجلّد اول كتاب خود را بر اساس همين نسخه اخير به نام «تحفة الفاطمية الموسوية» تجديد تحرير نموده است (همين كتاب: برگ 3ر).

نسخه «ملا شجاع» كه در فهرست منزوي 6: 4265 هشت بابي دانسته شده نيز پنج باب بيشتر نيست. در همين فهرست آمده است كه نگارنده سطور، كتاب را بر اساس نسخه اي هشت بابي در دست تصحيح دارم؛ ليكن چنين نيست و اساس كار من همان نسخ پنج بابي است و نسخه اي بيش از اين نيافته ام ليكن در جست و جوي هستم.

3- نسخ موجود ترجمه كتاب قم تا آنجا كه ديده ايم به دو اصل بازگشت مي كند:

نسخه «آ» كه چندين نسخه بر اساس آن در دست است. اين نسخه تا چند صفحه اي از آغاز باب پنجم را داراست و با نسخه «ب» كه پس از اين ياد مي شود، پاره اي جدايي ها و در برخي موارد بر آن افزوده هايي دارد... .

نسخه «ب» كه قديم ترين نسخ كتاب است، ليكن كامل ترين آنها نيست (نسخه شماره 2472 كتابخانه ملي نوشته فرزند مترجم تاريخ قم، بهاء الدين بن حسن بن علي بن حسن بن عبدالملك در27 ذح 837 كه تا اواخر دوره قاجار در قم بوده و سپس سيد عبدالرحيم خلخالي آن را به دست آورده و پس از درگذشت او به كتابخانه ملي رفته است...) و در آن خطاهايي بسيار به خصوص در ابيات عربي و اسامي اماكن ديده مي شود. اين نسخه نيز تا نيمه باب پنجم را دارد و بر اساس آن چندين نسخه ديده شده است. نسخه چاپي نيز با اين نسخه موافق و مطابق است، جز در برخي ابيات عربي صفحات اخير كتاب».(19)

قابل توجه است كه آقا بزرگ تهراني در كتاب الذريعة الي تصانيف الشيعة، ج 3، ص 276، ش 1026، تاريخ ترجمه كتاب قم را سال 865 نوشته كه به امر خواجه فخر الدين ابراهيم، فرزند وزير كبير، خواجه عماد الدين محمود، فرزند صاحب خواجه شمس الدين محمد، فرزند علي صفي به فارسي ترجمه شده است؛ در صورتي كه مدرسي طباطبايي تاريخ تحرير آن را 806-805 ه . ق. بيان كرده و آنچه با مقدمه خود مترجم هماهنگ است، تاريخي است كه آقا بزرگ تهراني نوشته است.

امّا نسخه هاي موجود از اين كتاب، عبارت است از:

«قم»، نسخه هاي خطي كتابخانه عمومي آيت الله مرعشي نجفي، شماره 7216: نسخ از سده سيزدهم، عناوين و نشانيها شنگرف، روي برگ اول تملك ميرزا عبدالوهاب خان بيان الملك ديده مي شود كه عباسقلي مشير افخم كاشاني به تاريخ 22 جمادي الاولي 1326 نوشته است، جلد تيماج قهوه اي، 170گ، 18س، 5/21*5/16 سم.

«قم»، نسخه هاي عكسي كتابخانه عمومي آيت الله مرعشي، شماره 451 و 452: نستعليق، بهاء الدين حسن بن بهاء الدين بن حسن بن عبدالملك حافظ، روز دوشنبه بيست و هفتم ذي الحجة 837 ه . ق. در قم. قسمت اول: 100گ، 17س.

«تهران»، كتب خطي كتابخانه مجلس شوراي اسلامي، شماره 718: نستعليق علي حسيني در 1202 است يا 1252، عنوان شنگرف، اندازه 19*17، 16*28 كاغذ سفيد، جلد تيماج مشكي ضربي يك لايي (16637).

«تهران»، كتب خطي كتابخانه مجلس شوراي اسلامي، شماره 5651: به خط شكسته نستعليق ابوالقاسم گلپايگاني، مورخ 1275 ه ، عنوانها: شنگرف، در چهار گوشه ترنجهاي هر دو جلد مهر محمد رضا ديده مي شود. قطع رحلي 5/17*37 سانتيمتر، جلد تيماج عنابي با ترنج، صفحات: 276، سطور: 20، كاغذ: فرنگي سفيد، شماره ثبت قديم 61810، جديد 8213.

«تهران»، كتب خطي كتابخانه مجلس شوراي اسلامي، شماره 7670: نسخ جلي، بي كا، بي تا [قرن 13]، عناوين زر و شنگرف، تمامي صفحات مجدول محرّر مذهب، دو صفحه اول طلا اندازي دندان موشي، بين سطور و در حاشيه نقش گل و بوته، صفحه اول سرلوح مزدوج مرصع مذهب، جلد: پارچه، زرد. 151گ، 19*30 سانتي متر، 24س، [ثبت 78551].

«تهران»، نسخه هاي خطي كتابخانه دانشكده ادبيات، شماره 122- ج: نستعليق، روز دوشنبه 23 شوال 1300، عنوانها سفيد مانده است، برگ شمار دارد از 1 تا 99، نسخه از آن حاجي ميرزا حسين نوري بوده و به دست قزويني رسيده و او آن را خوانده و حاشيه بر آن نوشته است )12043(. كاغذ: فرنگي، جلد: تيماج سرخ، 103گ 5/17*22، 18س 11*5/15.

«تهران»، نسخه هاي خطي كتابخانه دانشكده ادبيات، شماره 1/142 - ب: به خط نستعليق مورخ 8 - 1307خ درلندن، عنوان شنگرف است در392ص، IVC22، نيمه نخستين كتاب است. كاغذ: فرنگي، جلد: مقوايي 19*29، 12س 14*24.

«تهران»، نسخه هاي خطي كتابخانه دانشكده ادبيات، شماره 2/142 - ب: نيمه دوم كتاب به همان خط، مورخ 8-1307 در لندن، نوشته از روي نسخه خلخالي، نوشته بهاء الدين بن حسن بن بهاء الدين بن حسن بن عبدالملك حافظ در روز دوشنبه 27 ذي حجه 837، اين كتاب در رويه برگها نوشته و مقابله شده است. نسخه را آقاي مينوي به قزويني بخشيده است. اين نسخه هم مانند چاپي است و نسخه اصل هم بيش از آن نبوده است.

«قم»، چند نسخه از يك كتابخانه شخصي، شماره 12 (به نقل از كتاب آشنايي با چند نسخه خطي، ص 106): شكسته نستعليق، شوال 1281، با رساله «علي آباد نامه» سركار محمد كاظم خان كاشاني در پايان (چاپ شده در مجلّد اول راهنماي جغرافياي تاريخي قم: 281-312).

«تهران»، ميكروفيلم هاي كتابخانه مركزي و مركز اسناد دانشگاه تهران، شماره 3805:نسخه آقاي دكتر اصغر مهدوي، ش 187 (نشريه 2: 65)، و شماره 3846: نسخه موزه بريتانيا or 1933، نستعليق شاه حسين كاتب.

«تهران»، كتابهاي خطي كتابخانه ملي ملك، شماره 3913: شكسته نستعليق قرن سيزدهم، 139گ، 19س 3/19*5/29، كاغذ: آهار مهره فرنگي، جلد: ميشن سبز، داراي يادداشت تملك كتابخانه اعتماد السلطنه، عنوان شنگرف.

«تهران»، كتابخانه سپهسالار، شماره 1467: نستعليق شكسته مهدي بن شيخ حسن قمي در 6 شوال 1295 ه . ق. به دستور علي اكبر فيض و به فرمان اعتضاد السلطنه، عنوانها مشكي درشت. برابر چاپ سيد جلال الدين تهراني 1313 ه . است. كاغذ: فرنگي سفيد آهار مهره، جلد: تيماج سرخ ضربي مقوايي، 212گ 17*22 و 14س 11*5/16.

«تهران»، نسخه هاي خطي كتابخانه ملي، شماره 2025/ ف: نسخ، 1313 ه . ق. سرفصلها با مركب قرمز، روي اعلام و تواريخ و بعضي كلمات و عبارات عربي با مركب قرمز خطكشي شده. جلد: تيماج سبز، گل و بوته زر، مقوايي 190*280، كاغذ: فرنگي 115*195، 218گ، 15س كامل، 192/9.

«تهران»، نسخه هاي خطي كتابخانه ملي، شماره 2472/ ف: نستعليق، 837 ه . ق. بهاء الدين بن حسن، سرلوحه مذهب و زر و شنجرف و لاجورد، سرفصلها با مركب قرمز، روي اسماء اعلام با مركب قرمز خطكشي شده. جلد، تيماج قرمز، ترنج و نيم ترنج مقوايي، مستعمل 230*320. كاغذ: دولت آبادي 180*230، 27گ، 17 سطر كامل، 5/17/ د.

«قم»، نسخ خطي كتابخانه آستانه مقدسه قم، شماره 4: 73-6010: شكسته نستعليق 10 شوال 1300 ه . ق. به دستور فرزند سپهسالار اعظم آقاي اعتضاد الدوله محمد مهدي خان كه در 1299 تا 1304 ه . ق. حاكم قم بوده (رجال ايران 4: 10) با تملك محمد باقر حسيني متولي باشي در 1340 ه . ق.، 170گ، 13س، كاغذ: فرنگي، جلد: تيماج ترياكي، خشتي.(20)

7. تاريخ قم

علي بن حسين بن محمد بن عامر (قرن 4 ه . ق.)

حسن بنمحمد بن حسن قمي:

«و چنين رسانيدند بمن كه كتابي مشتمل بر مجموع اخبار قم بنزديك مردي از عرب كه بشهر قم متوطّن بود، نام او علي بن حسين بن محمد بن عامر بوده است، در سنه ثمان و عشرين و ثلثمائة (328 ه . ق.) برسيد بشهر قم و آن كتاب در خانه نهاده بود و آن خانه فرود آمد و آن كتاب در آن ميان تلف شد و در آن كتاب ذكر اخبار عرب بود كه بقم نزول كردند و ذكر دولت و اقبال ايشان تا بچندگاه بود و چند حرب كردند و بغير ازين قصّه و خبري ديگر در آن نبود».(21)

شيخ علي قهپائي درباره پدر مؤلف مي نويسد:

«حسين بن احمد [محمد] بن عامر اشعري، از عمويش عبدالله بن عامر و از ابي عمير روايت مي كند، و كليني از او روايت مي كند».(22)

آقا بزرگ تهراني:

«تاريخ قم و ذكر اخبار العرب الاشعريين النازلين بقم و ايامهم و حروبهم؛ از علي بن حسين بن محمد بن عامر بن عمران بن ابي عمر الاشعري القمي است. از ابتداي ترجمه تاريخ قم معلوم مي شود كه مؤلف اصل عربي آن (حسن بن محمد بن حسن قمي) در سال 378 در اول كتاب در بيان سبب تأليف آن ذكر نموده كه تأليفي در تاريخ قم نشنيده است، مگر آنچه گفته اند كه مشتمل بر مجموع اخبار قم و در خانه علي بن حسين مذكور بوده كه در سال 328 سيل آن خانه را برد و هر آنچه در آن بود، تلف كرد. و ظاهر كلامش اين است كه آن كتاب تأليف صاحب خانه، يعني علي بن ابي عبدالله الحسين بوده؛ عالم جليلي كه از مشايخ كليني بوده و روايت در كافي از او زياد است».(23)

8. تاريخ قم

ميرزا علي اكبر فيض (1312-1245 ه . ق.)

مدرسي طباطبايي:

«علي اكبر فيض، فرزند ميرزا محمد بن علي اكبر خوانساري، نويسنده و اديب و شاعر قم در دوره ناصري كه در سال 1245 در تهران زاده شد و پس از مرگ فتحعلي شاه كه عم او، علي محمد قرغي، به توليت مقبره وي منصوب شد، با پدر و عم خويش از تهران به قم آمده و پس از در گذشت پدر خود به سال 1278 توليت مقبره مزبور با فرمان ناصرالدين شاه بدو واگذار گرديد؛ ليكن در سفري كه ناصرالدين شاه به سال 1305 به قم آمد، توليت آنجا را به محمد هادي ميرزا فرزند فتحعلي شاه واگذارد و فيض بر كنار شد. او در سال 1312 در كربلا در گذشته است... او پدر حاج ميرزا محمد فيض (آيت الله فيض، در گذشته سال 1370 ه. ق.) است».(24)

آقا بزرگ تهراني:

«تاريخ قم؛ از ميرزا علي اكبر فيضي(25) است كه در سال 1303 آن را تأليف نموده و شيخ محمد حسين مفلس قمي در كتابش، تحفة الفاطميين في تاريخ قم، از آن مطالبي را اخذ نموده، همچنان كه در اول كتاب انجم فروزان ذكر كرده است».(26)

مدرسي طباطبايي:

«تاريخ قم؛ اين كتاب سودمندترين و مهم ترين اثر فيض و بهترين تاريخي است كه در دوره قاجار براي قم نوشته شده است. او آن را گويا در 1303 در پانزده باب نگاشت، ليكن به روش معمول خود پس از اين تاريخ نيز در آن اضافات و اصلاحاتي نمود. نسخه اصل و منحصر اين اثر در 125 برگ، متعلق به حضرت آيت الله زاده مرعشي در قم است...».(27)

گفتني است كه از جمله تأليفات فيض، 4 جُنگ در كتاب شناسي آثار مربوط به قم، صفحات 95-89 معرّفي شده كه محتواي اشعار، حكايات، مطالب و منشآت مختلف است و از هر يك نكات تاريخي ارزنده اي به ويژه درباره قم به دست مي آيد.

9. تاريخ قم = تحفة الفاطميين

شيخ حسين مفلس قمي معروف به «ارده شيره» (1367-1305 ه . ق.)

كتاب فوق در دو مجلّد بزرگ مي باشد كه نسخه اصل و عكس آن در كتابخانه آيةالله نجفي مرعشي موجود است.

آقا بزرگ تهراني:

«تحفة الفاطميين؛ في احوال قم والقميين، كه به عنوان تاريخ قم در صفحه 278 گذشت، كتاب بزرگي است در دو مجلّد، تأليف شيخ حسين، فرزند محمد حسن، فرزند حاج محمد رضا، فرزند محمد تقي شاعر (كه در شعرش ملقب به مفلس است)، فرزند علي اكبر حلوايي، فرزند ابراهيم قمي؛ اديب و شاعر معاصر كه در شعرش ملقب به مفلس مي باشد، متولد سال 1305، معروف به «ارده شيره»؛ چرا كه در شأن و وصف اين نانخورش مشهور، مخمّس مشهور و مطبوع خود را سرود و به اين لقب شناخته شد.

در جلد اول، احوال بناهاي قم و احوال سادات از اولاد ائمه عليهم السلام، آنهايي كه وارد قم شدند و احوال سيده فاطمه، دختر موسي بن جعفر عليهماالسلام را ذكر نموده و در سال 1350 از آن فارغ شده است.

و جلد دوم را بر دو مقصد ترتيب داده كه مقصد اول درباره حكماي قم است و مقصد دوم درباره شاعران قم. سپس در خاتمه كتاب، شاعراني كه ذكرشان را از دست داده بود، آورده و در سال 1351 از آن فارغ شده است».(28)

مدرس طباطبايي:

«تحفة الفاطميين؛ في احوال قم والقميين، در دو مجلّد كه مجلّد نخست را [شيخ حسين قمي ]در 7 ع 2- 1350 و مجلّد دوم را در 24 ج 1- 1351 به پايان برده است. مؤلف در نگارش اين كتاب از تاريخ قم علي اكبر فيض بهره بسيار برده و تمامي آن را در كتاب خود مندرج ساخته و مي توان گفت كه مجلّد نخست اين اثر جز در يكي دو باب همان كتاب است و در بيشتر جاها با همان الفاظ و عبارات؛ البته با افزوده هايي مربوط به دوره پس از فيض... با اين همه، اين كتاب هم به هر حال، به خاطر احتواء بر آگاهي هايي مفيد - هر چند به نسبت كم - در زمينه هاي مختلف تاريخي نيمه نخستين اين قرن، اثري سودمند است.

چنين است ديباچه و فهرست اجمالي ابواب مجلّد نخستين كتاب. فهرست تفصيلي را خود در آغاز اين جلد در 24 صفحه در ج 1- 1352 نگاشته است (نسخه اصل و منحصر متعلق به حضرت آيت الله مرعشي نجفي):... . مجلّد دوم در 481 صفحه (همراه نسخه اي از مشعشع نوري نوشته نگارنده كتاب مورد بحث در 15 ع 2- 1351، از ص 483 تا 498) در دو مقصد تدوين شده كه نخستين در سرگذشت حكماي قم و دومي شرح حال گروهي از شاعران اين خاك است... .

خاتمه: در ذكر بقيه اشعار بعضي از شعراء كه در وقت تأليف اين كتاب از قلم محو شده، در خاتمه كتاب مرقوم مي گردد (481 - 461)».(29)

10. تاريخ قم

محمد علي بن احمد انصاري قراچه داغي (متوفاي 1310 ه . ق.)

سيد محسن امين:

«حاج ميرزا محمد علي قراچه داغي، زنده در سال 1306، به عراق رفت و در نجف از شيخ مرتضي انصاري اصول را اخذ كرد و از شيخ سهدي جعفري فقه را، و با اجازه، از او نقل روايت نمود. سپس به ايران مراجعه كرد و در تبريز اقامت گزيد و به تدريس و تأليف مشغول گرديد. براي اوست تعليقاتي مشهور بر قوانين و لمعهكه بر حاشيه اين دو كتاب در تبريز به طبع رسيده، لكن در آنجا فايده كمي دارد و رغبتي به آن نيست...».(30)

سيد احمد حسيني:

«تاريخ قم؛ (73پ 89پ، جغرافي - فارسي) از ميرزا محمد علي بن احمد انصاري قراچه داغي. تاريخ اجمالي قم و روايتهائي كه در فضيلت اين شهر نقل شده، مشتمل بر دو مقام و در ماه شعبان 1284 به پايان رسيده. عناوين دو مقام چنين است:

مقام اول: در بيان مجملي از كيفيت بناي قم؛

مقام دوم: در بعضي اخبار وارده در فضيلت قم.

نستعليق، بخط مؤلف، عناوين نسخ مشكي، جلد: تيماج قهوه اي بدون مقوا، [كل مجموعه: ]120گ، سطور مختلف، 17*11 سم».(31)

11. تاريخ قم = رساله در احوال و مفاخر و مناقب شهر قم

مير شرف الدين حسين حسيني قمي، معروف به مير منشي (990-914 ه . ق.)

آقا بزرگ تهراني:

«تاريخ قم و احوال آن؛ از امير منشي است كه صاحب رياض از آن به عنوان رساله احوال قم و تاريخ آن ياد كرده است».(32)

مدرسي طباطبايي:

«مير منشي؛ مير شرف الدين حسين حسيني قمي از فضلاء و هنروران نيمه دوم قرن دهم، از شاگردان غياث الدين منصور دشتكي شيرازي كه در صنعت انشا و استيفا و تحرير خطوط ثلث و تعليق و نسخ و شكسته، بي بديل و استاد بود و از جانب شاه طهماسب به «مير منشي» ملقب شده و به اين اسم مشهور آفاق گشت (گلستان هنر: 34). او نخست در هرات منشي سام ميرزا صفوي نگارنده تحفه سامي - زنداني شده در 969 و در گذشته 975 - و پس از آن هيجده سال در اصفهان منشي ديوان اعلي بود. سپس مناصبي ديگر از جمله وزارت حكومت خراسان يافته و سرانجام در اواخر دوره طهماسب در دربار او به مجلس نويسي و كتابات متفرقه مي پرداخت. او در شب جمعه 7 ذ ق.- 990 در سن هفتاد و شش سالگي در ري در گذشت و در آستانه حضرت عبدالعظيم مدفون شد (گلستان هنر: 34 - 37)... .

«رساله در احوال و مفاخر و مناقب شهر قم» به فارسي كه افندي آن را در دست داشته و ذيل شرح حال حسن بن محمد بن حسن قمي، نگارنده كتاب قم، از آن به همين نام (رياض العلماء، مجلّد دوم شيعه، حرف ح؛ خاتمه مستدرك: 369 با تصحيف «مير منشي» به «امير منشي»؛ البدر المشعشع: 2؛ ذريعه 16: 271) و در بحث از كتاب «الدلائل البرهانيه» از آثار منسوب به علامه حلّي، با نام تاريخ قم (رياض و ذريعه 3: 278-279 و 8: 248-249) و در ذيل سرگذشت افضل الدين حسن بن فازار قمي از پيشوايان فن لغت با نام رساله مفاخر قم (رياض العلماء، مجلّد دوم شيعه، حرف ح؛ ذريعه 21: 311 و 22: 334) ياد و نقل مي كند (نيز بنگريد به: طبقات اعلام الشيعه - قرن چهارم: 99/199)...».(33)

12. تحفة الفاطمية الموسوية في ذكر اخبار بلدة قم

شيخ محمد علي ارجستاني كچوئي نائيني

شرح حال مؤلف، محمد علي بن حسين بن علي بن بهاء الدين ارجستاني كچوئي نائيني، ذيل كتاب «انوار المشعشعين» گذشت.

مدرسي طباطبايي:

«تحفة الفاطمية الموسوية؛ في ذكر اخبار بلدة قم، كه به عنوان تحرير تفصيلي و مجدد مجلّدنخست انوارالمشعشعين در سال 1327 به نگارش آن آغاز كرده و در ع 1- 1328 به انجام رسانده است. نسخه اصل و منحصر اين اثر در 415 برگ رحلي متعلق به دوست دانشمندم آقاي حاج سيد محمود آيت الله زاده مرعشي است.

او [يعني مؤلف كتاب ] اين نسخه را پس از دست يافتن بر نسخه اي از ترجمه تاريخ قديم قم كه كامل تر از نسخ ديگر بوده، نگاشته است به تفصيلي كه در ديباچه ياد مي شود... نگارنده كتاب از اين اثر خود در مجلّد دوم انوار المشعشعين، ص 179 و 309 و مجلّد سوم، ص 147 و 178 و 188 و 245 و 369 و 488 ياد كرده است».(34)

13. تذكرة الشعراء قم = تذكره شعراي معاصرين دارالايمان قم = احوال و آثار شعراء قم

ميرزا علي اكبر فيض قمي (1312-1245 ه . ق.)

شرح حال مؤلف، در توضيحات ذيل عنوان «تاريخ قم» از ميرزا علي اكبر فيض گذشت.

سيد احمد حسيني:

«تذكرة الشعراء قم؛ (تراجم، فارسي) از ميرزا علي اكبر بن ميرزا محمد فيض قمي (ق 13). حالات چهل و هفت تن از شعراء بنام قم را بشيوه ادبي برشته تحرير در آورده و در مقدمه گويد كه قطب العرفاء حاج غلامرضا مشتاقعلي شاه او را بر اين كار تشويق نموده است. در سال 1277 كتاب بپايان رسيده است... نستعليق، بخط مؤلف، سال 1277، عناوين و نشانيها شنگرف... و روي برگ سوم تملك محمد بن علي اكبر بتاريخ 1313 و نوشته حسن بن عزيز الرضوي القمي بتاريخ چهارم ذي القعده 1316 ديده ميشود، جلد: تيماج قرمز بدون مقوا، 218گ، سطور مختلف، 6/20*5/16 سم».(35)

مدرسي طباطبايي:

«تذكره شعراي معاصرين دارالايمان قم؛ نسخه ش 145 كتابخانه عمومي حضرت آيت الله مرعشي نجفي - قم در 218 برگ (فهرست 1: 163-165) كه نخست در سال 1277 (رقم پايان نسخه) به صورت كتابي مدون شده و سپس قسمت هاي گوناگون آن سال هاي بعد تا اواخر زندگي نگارنده كتاب تجديد تحرير و اصلاح و تكميل گرديده است...».(36)

همچنين، اين اثر در ضمن مجموعه شماره 146 كتابخانه عمومي آيت الله مرعشي نجفي (فهرست، ج 1، ص 165) با عنوان «احوال و آثار شعراء قم» آمده است.(37)

14. تذكره مشايخ قم = اسامي مشايخ قم

نور الدين علي منعّل قمي (متوفاي پس از 978 ه . ق.)

عمر رضا كحّاله:

«علي القمي (...- 980 ه . 1572 م.):

علي بن حيدر بن علي قمي (نورالدين) فاضلي است كه در حدود سال 980 ه . ق. وفات نمود. از تصانيف اوست: نهاية الآمال في ترتيب خلاصة الاقوال لابن مطهر.

(ط) البغدادي: هداية العارفين 1: 749».(38)

«تذكره مشايخ قم» شرح حال 113 نفر از محدثان و دانشمندان قديم قم است كه به بيان جناب آقاي مدرسي طباطبايي، جامع نام همه آنها نمي باشد.(39)

عبدالحسين حائري:

«اسامي مشايخ قم (گ 7 ب تا 43 ب، فارسي) = تذكره مشايخ قم؛ از نور الدين علي بن حيدر علي منعّل قمي (زنده در 978). مؤلف در ديباچه مفصل رساله، شيوه تأليف خويش را بيان داشته و از شاه طهماسب با تجليل ياد ميكند. از كتاب الدلائل البرهانية في تصحيح الحضرة الغروية (منتخب رساله فرحة الغري عبدالكريم بن طاووس كه انتخاب كننده آن شناخته نشده است) حديثي درباره مسافرت حضرت رضا عليه السلام به قم در راه خراسان نقل ميكند. تأليف اين رساله در978 به پايان رسيده است... .

شماره 514: دفتريست با دو قلم نسخ و نستعليق از چند كاتب و در چند زمان. رساله نخست (وجيزه) نسخ قرن 13 و رساله 2 (اسامي مشايخ قم) و 3 (رساله رجاليه) به ترتيب نستعليق و نسخ قرن 12 - 11... بر پشت نخستين برگ رساله رجال قم (ص 12) چند تملك و يادداشت است از آن جمله «ابن المرحوم آخوند مولانا محمد علي ضياء الدين محمد سنة 1177»... عناوين: شنگرف (در رجال قم عناوين با قلم سياه درشت تر)، قطع: رقعي 5/10*16، جلد: تيماجي قرمز ضربي، برگها: 72، سطور هر صفحه: مختلف، كاغذ: مختلف، شماره ثبت 31219».(40)

محمد علي حائري:

«تذكره مشايخ قم (رجال - فارسي)؛ از نور الدين علي بن حيدر علي منعّل قمي (...- ه . ق. 10 ه .)، در شرح حال عده اي از علماء و بزرگان قم، مؤلف اسامي اين دانشمندان را از كتب رجالي شيعه، مانند: رجال شيخ طوسي و فهرست او، رجال كشي، رجال نجاشي، فهرست منتجب الدين، خلاصة الاقوال علامه، رجال ابن داود، استخراج نموده و با اضافاتي كوتاه در احوال آنان، بترتيب حروف تهجّي مرتب نموده و در رمضان 978 ه . آنرا در قم بپايان آورده است... .

نستعليق، سده 11 هجري، در حاشيه تصحيح شده است، 37 برگ، 15 سطر. از نسخه كتابخانه مجلس، ضمن مجموعه 514 طباطبائي، شماه 2».(41)

مدرسي طباطبايي:

«تذكره مشايخ قم؛ كه نسخه اي از آن همراه رساله اي ديگر در مجموعه 514 طباطبائي كتابخانه مجلس شوراي ملي (و فيلمي از همين نسخه در دانشگاه به شماره 3925) هست. او اين رساله را به نام پادشاه دين پناه روزگار خود كه به عهد او از مناهي جز نامي باقي و بر جاي نمانده است (شاه طهماسب) نگاشته (ص 21-22 همان نسخه) و آن را در اوائل رمضان سال 978 در مدينة المؤمنين قم به پايان برده است. او در اين رساله نام عده اي از راويان و محدثان و دانشمندان قديم قم را كه در يكي از كتب چهارگانه رجال حديث شيعه (رجال كشي، رجال نجاشي، رجال شيخ و فهرست او) يا در فهرست شيخ منتجب الدين كه تتميم فهرست شيخ است يا در يكي از دو كتاب رجال ميانه (خلاصة الاقوال علامه و رجال ابي داود) نام بردار بوده اند (ص 20-21 نسخه) با مجملي از شرح حال هر يك گرد آورده و آن را به ترتيب حروف الفبا منظم ساخته است. او در نظر داشته اگر بتواند پس از اين كتابي مشتمل بر تفصيل خصوصيات احوال دانشمندان قم با آنچه در باب شهر مزبور به نظر رسد، فراهم آورد (ايضاً: 84-85)...».(42)

15. تفصيل وقايع قحطي سال 1288 قم = وقايع سال قحط قم

ميرزا علي اكبر فيض قمي

اين كتاب با تحقيق محمد صحتي سردرودي در مجله «ميراث شهاب»، شماره 27، صفحات 81-63 به چاپ رسيده است.

سيد احمد حسيني:

«وقايع سال قحط قم؛ (تاريخ - فارسي) از ميرزا علي اكبر بن ميرزا محمد فيض قمي (قرن 14). در سال 1288 ه . ق. در قم قحطي روي داده كه بسياري از مردم از بيچارگي و گرسنگي مردند. اين وقايع را مؤلف در اين رساله بروشي ساده برشته تحرير در آورده و بسال 1289 (يكسال بعد از قحطي) بپايان برده است...نستعليق، بخط مؤلف، عناوين شنگرف، پس از كتاب چند روايت در فضائل نوشته شده است، روي كتاب تملك محمد بن علي اكبر (فرزند مؤلف) بتاريخ 1314 ديده ميشود، جلد: تيماج قهوه اي بدون مقوا. 52گ، 10س، 17*11 سم».(43)

مدرسي طباطبايي:

«تفصيل وقايع قحطي سال 1288 قم؛ يا «وقايع سال قحط يك هزار و دويست و هشتاد و هشت آنچه در دارالايمان قم روي داده بدون اغراق منشيانه» كه آن را در سال 1289 در سي و پنج برگ نگاشته و از آن در تاريخ قم خود (برگ 7ر) ياد نموده است. نسخه اصل و منحصر اين رساله نيز متعلق به آقاي آيت الله زاده مرعشي است».(44)

16. تنزيه القميين = تنزيه القميين من المطاعن

ابوالحسن بن محمد طاهر شريف فتوني عاملي (قرن 12)

سيد احمد حسيني:

«تنزيه القميين؛ (رجال، عربي) از شيخ ابوالحسن بن محمد طاهر شريف فتوني عاملي (1138) در پاسخ از گفته شريف مرتضي كه در بعضي از نوشته هايش رواة اهل قم را نسبت به جبر و تشبيه داده و فقط شيخ صدوق را از اين نسبت مبرّا مي داند. در اين كتاب پيرامون رواة قميين بحث كرده و آنها را از اين نسبت تبرئه مي كند، و در ماه صفر سال 1105 در نجف بپايان رسيده است... .

نسخ، عبدالله موسوي اشتهاردي، سال 1357، عناوين و نشانيها شنگرف، جلد: مقوائي عطف تيماج قهوه اي، 17گ، 17س، 22*17 سم».(45)

مدرسي طباطبايي:

«ابوالحسن بن محمد طاهر شريف عاملي؛ آل معتوق فتوني نباطي اصفهاني غروي، از بزرگان دانشمندان شيعه در قرن دوازدهم و از شاگردان مجلسي كه در فقه و تفسير و حديث و كلام و رجال و انساب مقامي بلند داشته و در 1138 در گذشته است. او راست ضياء العالمين و شريعة الشيعه و فوائد غرويه و مرآت الانوار و جز اينها... .

«تنزيه القميين من المطاعن» كه آن را در پاسخ سيد مرتضي علم الهدي، دانشمند نامور شيعي - در گذشته 436 - كه قدماء دانشمندان، و محدثان قم را در برخي نوشته هاي خود به اعتقاد به «جبر» و «تشبيه» متهم ساخته بود، در يك مقدمه و دو فصل و يك خاتمه نگاشته و در صفر 1105 در نجف اشرف به پايان برده است (چاپ قم - 1328 در 49 صفحه):

مقدمه: در بيان ريشه اين تهمت؛ فصل نخست: در ذكر ثقات محدثان قم از تيره اشعري؛ فصل دوم: در ذكر ديگر ثقات محدثان اين شهر؛ خاتمه: در پاسخ گفته ديگر شريف مرتضي كه به دو تن از بزرگان اصحاب اماميه (يونس بن عبدالرحمن قمي و فضل بن شاذان) نسبت عمل به «قياس» داده بود...».(46)

17. جنات ثمانية

سيد محمد باقر حسيني (فخر الواعظين خلخالي) (قرن 14 ه . ق.)

آقا بزرگ تهراني:

«جنات ثمانية؛ فارسي در تاريخ بقاع متبركه است كه هشت تاست: 1. مكه؛ 2.مدينه؛ 3. قدس الخليل؛ 4. نجف؛ 5. كربلا؛ 6. كاظمين؛ 7. سامراء؛ 8. مشهد خراسان؛ و خاتمه اي درباره بلده قم دارد و قريب 15 هزار بيت مي باشد. سيد محمد باقر حسيني، ملقب به فخر الواعظين خلخالي، ساكن شهر مشهد رضوي آن را تأليف نموده و در سال 1327 شروع [به تحريرش ]كرده و در سال 1331 از آن فارغ شده است. نسخه به خط مؤلف در 403 ورق مي باشد كه مؤلف در سال فراغت از تأليف (1331) آن را وقف كتابخانه رضوي نموده؛ همچنان كه در فهرست كتابخانه رضوي، ج 3، ص 82 [ثبت گرديده ]است».(47)

18. جنگل مولي

آيةالله سيد احمد زنجاني (1393 - 1308 ه . ق.)

«جنگل مولي» عنوان سفرنامه اي است كه به نقل منبع ذيل، جزء نسخه هاي خطي كتابخانه شخصي مرحوم آيةالله زنجاني (ش 17) مي باشد.

رسول جعفريان:

«آيةالله سيد احمد زنجاني از علما و دانشمندان بزرگ حوزه علميه قم بودند كه طي سالهاي متمادي در كار تدريس و تأليف بوده و آثار با ارزشي از خود برجاي گذاشتند. ايشان پس از عمري تحصيل و تدريس در سن 85 سالگي با به جاي گذاشتن حدود 60 كتاب و رساله در دانشهاي مختلف ديني، در روز 29 رمضان سال 1393 دار فاني را وداع گفتند».(48)

مدرسي طباطبايي و رضا استادي:

«جنگل مولي؛ مؤلف در شعبان سال 1335 سفري از زنجان به قم نموده و اين كتاب خاطرات و ياداشتهاي همين سفر است كه از سه نظر:

1. آگاهي بر وضع و شرايط سفر در اواخر دوره قاجار؛

2. آگاهي بر نام و خصوصيات چند تن از بزرگان قم در آن دوره؛

3. آگاهي بر برخي وقايع زنجان كه نگارنده جاي بجاي به مناسبتهايي آورده است، سودمند و ارزنده است. اين سفر نامه در 22 ذح 1335 پايان گرفته و سپس چهل و دو سال بعد مورد بازبيني و تصحيح و تحرير مجدد مؤلف قرار گرفته و اين تحرير دوم در يكشنبه 22 محرم 1377 بپايان رسيده است. چنين است فهرستي اجمالي از برخي مطالب كتاب:

وصف قزوين 9-13؛ وصف تهران 19-27؛ منازل راه قم 28-32؛ قم 33؛ به خاك رفتگان در مزار قم 36-46؛ مزارات و امامزادگان قم 47-51؛ وصف آستانه و مقابر پادشاهان و ديگر بقاع دو صحن 52-61؛ سابقه تشيع در قم 63-65؛ علما و دانشمندان و روحانيان قم 79-80؛ مراجعت از قم 81؛ ورود مجدد به تهران 87؛ حضرت عبدالعظيم و وصف آستانه ري 93-106؛ حركت بسوي زنجان 145».(49)

19. خلاصة الاشعار و زبدة الافكار

مير تقي الدين محمد بن شريف الدين علي حسيني كاشاني (متوفاي 1022 يا 1024 هجري)

اين كتاب كه از جمله حاوي نام تعدادي از شاعران قم و اشعار آنهاست در كتاب «الذريعة الي تصانيف الشيعه» به عنوان «تذكرة مير تقي الكاشي» (ج 4، ص 30) و «تذكرة خلاصة الافكار» (ج 4، ص 31) و «خلاصة الاشعار» (ج 7، ص 212) معرّفي شده است.

محمد تقي دانش پژوه:

«خلاصة الاشعار و زبدة الافكار؛ از ميرزا تقي الدين محمد (محمود) بن شريف الدين علي حسيني كاشاني (در گذشته 1022 يا 1024) كه در يك مقدمه و چهار فصل و چهار ركن و يك خاتمه و بنام شاه تهماسب و ابوالفتح سلطان محمد صفوي از آغاز سال 993 تا نزديكيهاي سال 999 همه آن يا بخشي از آن را تأليف كرده است (61ر).

[104- ب:] ش 1 دفتر «1پ 259 ر» نستعليق سده 10، عنوان: شنگرف و گويا نسخه اصل است؛ چه برخي از جاها سفيد مانده و در حاشيه هم نوشته شده است. كاغذ: سمرقندي، جلد: تيماج سرخ ضربي، 464گ 19*25، 25س 13*18.

[59- ج:] نستعليق سده 11، عنوان: شنگرف، نسخه در پاريس در 27/10/28 در دست عباس اقبال بوده است. قزويني اين نسخه را ديده و يادداشتهايي بر آن نوشته است و اقبال بر آن يادداشتي نوشته و فهرست كرده است... كاغذ: سپاهاني، جلد: تيماج قهوه اي ضربي مقوايي، 368گ 5/17*24، 25س 12*18».(50)

عبدالحسين حائري:

«خلاصة الاشعار و زبدة الافكار؛ (فارسي) تذكره شاعران، تأليف تقي الدين محمد كاشاني (مجلّد اول)... خلاصة الاشعار داراي يك مقدمه (مشتمل بر چهار فصل) و چهار ركن است و مؤلف خود در ديباجه، فهرست تفصيلي مندرجات مقدمه و اسامي شعراء مترجم در اركان اربعه را مي آورد... .

(272) اين نسخه به قلم نستعليق مورخ 1007 و در كاشان نوشته شده. سه برگ اول وصالي و بيشتر برگها اثر رطوبت دارد و فهرست مندرجات به قلم نسخ قرمز و سياه بر يك برگ اضافي اول و با قلم ديگر بر پشت همين برگ اضافي نوشته اند... .

(282) قطع: رحلي بزرگ 19*33 سانتيمتر، جلد: تيماج قرمز با ترنج متن زرين آن رو گوزن بر جسته نقش است، صفحات: 982، سطور: 30 (4 ستوني)، كاغذ: اصفهاني ضخيم، شماره ثبت قديم: 44636، شماره ثبت جديد: 5399».(51)

عبدالعزيز جواهر كلام:

«خلاصة الاشعار و زبدة الافكار؛ اين نسخه از جمله كتب خطي كتابخانه شيخ صفي الدين اردبيلي در اردبيل شمرده شده است».(52)

20. خلاصة البلدان

صفي الدين محمد بن محمد هاشم بن امير صفي الدين محمد بن احمد قاضي احمد حسيني قمي (قرن 11)

محمد تقي دانش پژوه:

«خلاصة البلدان؛ صفي الدين محمد بن محمد هاشم بن امير صفي الدين محمد بن قاضي احمد حسيني قمي، چاپ 1396 ه . ق. قم، (گوهر، ش 7 و 8، س 2 و ش 3 و 4، س 3).

موزه بريتانيا or 5738 (اونس 48)».(53)

محمد علي حائري:

«خلاصة البلدان (تاريخ - فارسي)؛ از صفي الدين محمد حسيني رضوي قمي (...- ه . ق. 12 ه .) در تاريخ قم و مختصري از مكه و كعبه معظّمه و مدينه منوّره و كوفه و مشاهد مشرّفه ائمه طاهرين عليهم السلام بعضي اماكن ديگر كه بشيعه اهل بيت اختصاص دارد، با ذكر اخبار و آيات مناسب هر مقام و شرح حال عده اي از بزرگان. مؤلف كتاب را بدرخواست مولي محمد صادق معلم قمي در 1179 ه .تأليف نموده است... .

نستعليق، احتمالاً در اواخر سده 12 ه .، در حاشيه تصحيح شده و بعضي جاها حاشيه نويسي دارد. 173 برگ، 13 سطر، از نسخه: ؟».(54)

آقا بزرگ تهراني:

«خلاصة البلدان؛ در اخبار قم و شرافت آن و ذكر بناي مسجد جمكران، از سيد محمد بن محمد بن هاشم حسيني رضوي قمي كه در اول آن ذكر نموده كه كتاب را به درخواست مولا محمد صالح معلم قمي در تاريخ 1179 تأليف كرده است. اين كتاب از مصادر «انوار المشعشعين» در تاريخ قم است كه در جلد 2، صفحه 441 ذكر شد، همچنان كه از 6 كتاب در جلد 3، صفحات 276-279 ياد شد».(55)

مدرسي طباطبايي:

«صفي الدين محمد بن محمد هاشم بن سيد جليل امير صفي الدين محمد حسيني موسوي رضوي قمي از نوادگان حسن افطس نبيره امام زين العابدين از فضلاء و دانشمندان قم در قرن يازدهم - و گويا از شاگردان ملا محسن فيض حكيم و فقيه و عارف بزرگ اين دوره - كه در ربع دوم اين قرن زاده شده و تا دهه اخير آن زنده بوده است. پدر او مير محمد هاشم نيز مردي دانشمند بوده...، صفي الدين محمد فرزندي به نام سيد محمد داشته كه او نيز فاضل بوده... .

با ملاحظه تاريخ تقريبي تولد صاحب اين سرگذشت، اين نكته نيز روشن گرديد كه او نمي تواند همان «صفي الدين محمد قمي» مجاز از شيخ بهاء الدين محمد عاملي در قم به اجازه مورخ دهه دوم ذح 1015 (اجازات بحار: 130 چاپ قديم) بود.(56)

«خلاصة البلدان» اين كتاب را صفي الدين محمد در سال 1079 به خواهش ملا محمد صالح معلم قمي نگاشته است (آغاز كتاب). تاريخ درست نگارش آن چنان كه درجاهاي مختلف (انوار المشعشعين، ج 3 نسخه اصل: ص 308 تحرير نخست و 593 تحرير دوم؛ تحفة الفاطمية الموسوية: 2ر / 8پ نسخه اصل) به رقم و حروف ديده شد، اين است و در آغاز جلد نخست انوار المشعشعين (ص 4) نيز با رقم همين گونه بوده، جز آن كه در استنساخ عددي ديگر افزوده شده كه 11079 خوانده مي شود و به اتكاء آن در ذريعه (7: 216) سال نگارش را 1179 دانسته اند كه خطاست (نيز بنگريد به مقدمه قم در قرن نهم: 6).

او اين كتاب را نخست براي آن نگاشت كه احاديث و رواياتي كه درباره شرافت و فضيلت شهر قم از امامان نقل شده در دفتري گرد آورد و به فارسي ترجمه كند، ولي در عمل، گويي از اين نيت محدود تجاوز كرده و بخش جغرافيايي «كتاب قم» حسن بن محمد بن حسن قمي را با مقداري از مشاهدات و مسموعات خويش بر آن افزوده و كتابي مفيد و جامع تدوين نمود.

مؤلف در ديباچه خود گفته كه بعد از نقل و ترجمه احاديث مزبور به ذكر برخي اماكن شريفه مي پردازد كه به ائمه و شيعيان ايشان ارتباط خاصي داشته و بعد از اتمام آن را «خلاصة البلدان» نام مي گذارد و بر همين اصل مختار، سه باب در احوال مكه و مدينه و كوفه مي آورد و باب چهارم را به احوال دار المؤمنين قم اختصاص مي دهد و مجموع احوال و خصوصيات اين مكان شريف را در هفت فصل بيان مي كند... .

نسخه اي از اين كتاب نزد صاحب انوار المشعشعين بوده كه جزء مصادر كتاب او قرار گرفته و در چند جا از آن وصف و نقل مي كند. در اين نسخه تاريخ نگارش كتاب به همان گونه كه ديديم، ياد مي شود. نسخه اي ديگر به خط «محمد گلپايگاني» اكنون در تهران است كه اين تاريخ را ندارد و پيرامون آن مقاله اي ممتع در شماره 7 سال دوم مجله گوهر نوشته اند. در اين بحث از اين مقاله و افاضات شفاهي ايشان پيش ار نگارش آن به حد كمال استفاده شده است».(57)

21. خلاصة التواريخ

قاضي احمد قمي (1015-953 ه . ق.)

در بخشهايي از اين اثر به تاريخ قم پرداخته شده است.

مدرسي طباطبايي:

«... قاضي احمد نگارنده خلاصة التواريخ و گلستان هنر و مجمع الشعراء عباسي و منتخب الوزاء، زاده سحرگاهان پنجشنبه 17 ع 1 953 در قم، در گذشته پس از محرم 1015 [مي باشد]».(58)

محمد تقي دانش پژوه:

«خلاصة التواريخ؛ قاضي احمد بن شرف الدين حسين حسيني مير منشي قمي كه در روز پنجشنبه 17 ع 1 /956 در قم زاده شده است (نشريه 6: 542 ش 336) از آغاز آفرينش است تا سال 998.

نسخ، 23 شعبان 1073، عنوان و نشانها شنگرف، 318گ 20*30، 23س 13*21، كاغذ: سپاهاني، جلد: تيماج حنايي ضربي ترنجي مقوايي، وزيري (1073)».(59)

22. رساله در شرح حالات حضرت ستّي فاطمه با صورت رقبات موقوفه آستانه قم

شيخ حسين مفلس قمي (ارده شيره)،(1367-1305 ه . ق.)

شرح حال مؤلف، ذيل توضيحات كتاب «الاربعين في فضائل قم والقميين» گذشت.

درباره اين رساله نيز، كتاب شناسي آثار مربوط به قم، ص 174، بدان اشاره نموده است.

23. رساله در فضائل و حالات قم و سرگذشت موسي مبرقع = ترجمة موسي المبرقع

شيخ محمد بن اسماعيل، سلطان المتكلمين (1353-1271 ه . ق.)

مدرسي طباطبايي:

«حاج شيخ محمد سلطان المتكلمين، واعظ، فرزند ملا اسماعيل كجوري طهراني، زاده 1271 و در گذشته 14 شعبان 1353 (جنة النعيم: 521؛ علماي معاصرين: 367؛ ريحانةالادب 3: 61-62 چاپ دوم؛ مؤلفين كتب چاپي 5: 320-321 و جز اينها) نگارنده بشارات الامه و تاريخ ام المصائب زينب و زبدة المآثر و جز آن (ذريعه 3: 112؛ 236؛ 7: 174؛ 12: 32 و...).

رساله در فضائل و حالات قم و سرگذشت موسي مبرقع؛ و خاندان رضوي اين شهر، به فارسي و بزرگ تر از بدر مشعشع نوري كه آن را به نام حاج قائم مقام التوليه رضوي مشهدي نگاشته است».(60)

آقا بزرگ تهراني:

«ترجمة موسي المبرقع؛ فارسي و بزرگ تر از بدر مشعشع است كه در آن احوال موسي مبرقع و ترجمه فرزندان او و بعضي از احوال قم و فضائل آن مي باشد، از حاج شيخ محمد بن مولي اسماعيل كجوري طهرانيِ واعظ، ملقب به سلطان المتكلمين است كه در چهارده شعبان سال 1353 در گذشته، كتاب را براي سيد قائم مقام التولية رضوي مشهدي نوشته است».(61)

24. رساله فضائل قم

شيخ عباس قمي (حدود 1359-1293 ه . ق.)

سيد محسن امين:

«شيخ عباس فرزند محمد رضا فرزند ابوالقاسم قمي، عالم و فاضل و صالح و محدث و واعظ و عابد و زاهد است كه در حدود سال 1293 متولد شد و در سال 1359 در نجف اشرف وفات نمود و براي او سه مجلس فاتحه در نجف و كربلا و كاظميه برقرار شد. وي از شاگردان ميرزا حسين نوري است كه ترجمه او را در كتاب الفوائد الرضويه خود ذكر كرده است».(62)

اثر فوق كه به عربي تحرير يافته، دستنويسي است از خود مؤلف كه بنا به گفته كتاب «آشنايي با چند نسخه خطي» نوشته مدرسي طباطبايي و رضا استادي، ص 105، اين اثر در يك كتابخانه شخصي موجود مي باشد.

25. روزنامه سفر قم = سفرنامه قم

جعفر قلي خان معين السلطان فرزند عيسي خان اعتماد الدوله قاجار (متولد حدود 1280 و زنده تا سال 1347 ه . ق.)

اين سفرنامه به كوشش آقاي حسين متقي در مجله «ميراث اسلامي ايران» به چاپ رسيده است و خود ايشان در مقدمه آن چنين اظهار مي كنند:

«سفرنامه اي كه از نظر مي گذرد، گزارش سفر به قم مقدسه در سال 1300 ه . ق. و يكي از چندين سفرنامه نگارنده آن مي باشد كه در مجموعه شماره 11154 با عنوان «روزنامه سفر خراسان و قم» فهرست نسخ خطي كتابخانه آيت الله العظمي مرعشي نجفي (ره) ثبت شده است. اين نسخه در اثر رطوبت، خيلي از برگهاي آن به هم چسبيده و قابل انفكاك نيست و برگهايي هم كه جدا شده اثرات شديد رطوبت و بدي خط و غلطهاي بي شمار و جمله بندي هاي ناقص، كار تحقيق را دو چندان مشكل نموده است.

اين نسخه شامل يك سفرنامه به قم و چند سفرنامه به خراسان مي باشد. در اين مجلّد از ميراث اسلامي اين سفرنامه قم يا روزنامه سفر قم تقديم مي شود... اين رساله گزارش سفر جعفر قلي خان معين السلطان فرزند عيسي خان اعتماد الدوله قاجار از تهران به قم مي باشد. در اين سفرنامه گزارشي از تفريح و تفرّجهاي حين سفر و شكار و... داده شده و در قم به مواردي از مكانها و شخصيتها و بعضي آداب اجتماعي مردم قم اشاراتي مي نمايد كه به نظر مي رسد حاوي اطلاعاتي هر چند محدود براي روشن شدن بعضي نكات تاريخي و حلقه هاي مفقود تاريخي باشد.

نگارنده گزارش روزنامه سفر، حاج جعفر قلي خان اعتمادي (جلال الملك - معين السلطان) متولد در حدود سال 1280 ه . ق. پسر عيسي خان والي، اعتماد الدوله قاجار قويونلو و برادر اندر مهد عليا مادر ناصر الدين شاه كه ابتدا از پيشخدمتان ناصر الدين شاه بود، پس از مهدي قلي خان (مجد الدوله) برادر خود، غلام بچه باشي [= رئيس غلام بچه باش اندرون شاه ] شد. در سفر اول ناصر الدين شاه به اروپا در سال 1290 ه . ق. به سمت پيشخدمت و در سفر دوم در سال 1295 ه . ق. سمتش غلام بچه باشي و از همراهان شاه به اروپا بود.

جعفر قلي خان در سال 1301 ه . ق. ملقب به جلال الملك و در سال 1310 ه . ق. پس از عزل حسينعلي خان حاجب الدوله پسر علاء الدوله در سن 30 سالگي حاجب الدوله (فرّاش باشي شاه) شد. جعفر قلي خان سمت مزبور را تا پس از كشته شدن ناصر الدين شاه (1313 ه . ق.) داشت؛ در زمان سلطنت مظفر الدين شاه سمت و لقب مزبور را در اين سال به مصطفي خان قاجار دولو حاجب الدوله دادند و بعد جعفر قلي خان ملقب به معين السلطان گرديد. نامبرده مرد معمولي و برادر مجد الدوله بود و از يك پا هم قدري مي لنگيد و در تهران درگذشت. با توجه به دستخط و امضاي وي در اين مجموعه خطي او تا سال 1347 ه . ق. زنده بوده است».(63)

26. رياض الرضا = باب رضوان في مناقب سلطان خراسان

محمد بن علي اكبر خوانساري (متوفاي 1278 ه . ق.)

سيد احمد حسيني:

«رياض الرضا؛ (تاريخ - فارسي) از محمد بن علي اكبر خوانساري (قرن 13)، در حالات حضرت امام رضا عليه السلام و بعضي از كرامات و معجزات آنحضرت و گوشه هائي از تاريخ مشهد مقدّس كه به سال 1261 در عصر توليت حاج ميرزا موسي خان نوشته شده و از وي تمجيد بسيار مي شود. اين كتاب مشتمل بر يك مقدمه و بيست و پنج روضه و يك خاتمه است... .

نستعليق، عناوين و نشانيها و جدول صفحه ها شنگرف، در حاشيه تصحيح و اضافه شده است، جلد: تيماج قهوه اي ضربي، 122گ، 20س، 28*17 سم».(64)

مدرسي طباطبايي:

«محمد بن علي اكبر خوانساري، پدر علي اكبر فيض، مورخ و شاعر و خوشنويس قم در دوره ناصري، كه در سال 1250 پس از مرگ فتحعلي شاه همراه برادر خود ميرزا علي محمد قرغي متولي مقبره اين پادشاه به قم آمد و پس از درگذشت برادر به سال 1258 به جاي او عهده دار اين كار شد و در 1278 در گذشت (تذكره شعراي معاصرين دارالايمان قم از علي اكبر فيض، ش 145 كتابخانه عمومي حضرت آيت الله مرعشي نجفي در قم: ضمن شرح حال مؤلف در پايان كتاب).

در سفرنامه قم افضل الملك (ص 159 نسخه مجلس) از او ياد شده و سطري چند درباره وي آمده است. او شعر نمي گفته و تنها يك قصيده سروده كه همان با شرحي در حالات او در جنگ فيض (ش 163 كتابخانه آقاي مرعشي: برگ 43ر پ) ديده مي شود. در نخستين برگ كتاب زير نيز او خود گزارشي از زندگي خويش نگاشته است (نيز رساله شرح حالات خاندان فيض كه دو تحرير دارد از علي اكبر فيض)... .

«رياض الرضا» يا باب رضوان في مناقب سلطان خراسان. او اين كتاب را در بلده طيبه قم به سال 1261 در روزگار شاهي محمد شاه قاجار به نام آصف الدوله الله يار خان قاجار، حكمران خراسان (آغاز و ص 258-259 نسخه زير) «در احوال امام علي بن موسي الرضا و صحيفه اي در احوالات حضرت معصومه و شرافت ارض قم و محل دفن و كيفيت زيارت آن حضرت و ذكر بعضي از علما و ارباب حديث كه در مدينه قم اقامت داشته و نشر احاديث مي نموده اند»، در يك مقدمه و 25 روضه و يك خاتمه نگاشته است (آغاز نسخه). كتاب در مقدمه به «رياض الرضا» و سپس در بالاي برگ آغاز به «باب رضوان في مناقب سلطان خراسان» ناميده شده است. مقدمه و شانزده روضه نخست مربوط به حالات حضرت رضا و آستان قدس رضوي و روضه بيست و پنجم «در بيان نسب ايل جليل قاجار و شرح جهان گشائي خسرو بي همال فتحعلي شاه قاجار» و روضه 17 تا 21 مربوط به قم و آستان مقدّس آن است... .

تنها نسخه اي كه از اين كتاب در دست داريم، همان نسخه اصل است كه مورد استفاده نگارنده «تحفة الفاطميين في احوال قم والقميين» قرار گرفته و در 260 صفحه است... اين نسخه اكنون متعلق به دوست دانشمندم، محمود آيت الله زاده مرعشي نجفي است و نگارنده آن را پيش تر حضور آقاي لاجوردي ديده و يادداشت برداشته بودم».(65)

27. رياض المحدثين في ترجمة الرواة والعلماء القميين من المتقدمين والمتأخرين

الشيخ محمد علي بن الحسين النائيني الاردستاني الكچوئي القمي (متوفاي 1330 يا 1331 ه . ق.)

اين اثر، در واقع جلد سوم از كتاب «انوار المشعشعين» است كه دو تحرير دارد: فارسي در 361ص و عربي در 670ص (رحلي) و شامل شرح حال 667 تن از راويان و دانشمندان قم است.

اثر چاپ شده فوق، تصحيح شده نسخه عربي آن است كه اصل نسخه و عكس كامل آن در كتابخانه عمومي آيةالله مرعشي نجفي موجود مي باشد.(66)

28. سفرنامه قم

افضل الملك ميرزا غلامحسين خان اديب زندي شيرازي، متخلص به المعي (1348-1279 ه . ق.)

مدرسي طباطبايي:

«ميرزا غلامحسين خان اديب مستوفي ديوان زندي شيرازي افضل الملك متخلص به المعي - از دودمان كريم خان زند - در شمار نويسندگان و اديبان و منشيان صاحب اثر دوره ناصري و از اعضاي دار التأليف همايوني است كه در دستگاه فرمانروايي قاجار مشاغلي گوناگون يافته و آثاري متعدد از خود بر جاي نهاده است. نام و گزارش زندگي او در برخي از مصادر (مانند: رجال ايران با مداد) و گويا از همه مبسوطتر و جامع تر تذكره مدينة الادب عبرت نائيني (1: 61-77 ش 967 مجلس، با عنوان اديب كرماني) آمده و از بررسي آثار خود او نيز سرگذشت كامل وي به دست مي آيد... .

«سفرنامه قم؛ ش 8182 مجلس، 697 فهرست، در 474 صفحه، و فيلم 2233 دانشگاه (فهرست مجلسي 2: 443 و فهرست فيلم ها 1: 120 و منزوي 6: 4015 و مدينة الادب 1: 68). مجموعه يادداشت هاي او [افضل الملك ] در مدت هفده ماه اقامت وي در قم به سال 1304 و چند ماهي از 1305 است كه نخست - بنابر آنچه خود مي نويسد - به صورت مسوده بوده و كرمعلي خان حاجي حسيني قمي... آن مسودات را در كتابي به خط خود مدون ساخته و نسخه اي از آن در همان زمان براي دار التأليف همايوني فرستاده شده بود(ص 152 نسخه مورد بحث). او سپس همين يادداشت ها را (ايضاً: 92-93 و 108 و 153 و جز آن) با اضافاتي سودمند در سال 1310 (ايضاً: 189-190) با بودن وبا در تهران «محض تشويق فرزندان شاهزاده محمد تقي ميرزا ركن الدوله، به اسم امير زاده اعظم اسدالله ميرزا كه بعد جلال السلطان لقب يافت» نگاشته و از او مبلغي پول ستانده است (يادداشت آغاز نسخه). او در اين تحرير چنين وانمود مي كند كه نگارنده كتاب اسدالله ميرزا است و از زبان او از خود در چندين جاي كتاب تمجيد و ستايش مي نمايد. او در اين يكي، مطالب تحرير پيشين را از ص 52 تا 458 آورده و براي آن كه آن را از اسدالله ميرزا وانمود كند، ديباچه و پيش درآمدي در پنجاه صفحه در آغاز و خاتمه اي در چند برگ در انجام افزوده است.

در ديباچه گفته مي شود كه ناصرالدين شاه در بهار لوي ئيل سال 1309 برادر خود، محمد تقي ميرزا ركن الدوله را به ايالت فارس فرستاد و اسدالله ميرزا كه در اين سفر همراه پدر بود، به نگارش اين سفرنامه با نام سفرنامه فارس در شرح منازل ميان راه از تهران تا فارس همت گماشت و اين قسمت را كه شرح منازل تهران تا قم و تاريخ و جغرافياي آن شهر است، در روزهاي شنبه 16 شعبان تا جمعه 11 رمضان 1309 به انجام رسانيد. در يادداشتي كه افضل الملك بر برگ آغاز نسخه ياد شده نوشته است، گفته مي شود كه از اين «سفرنامه فارس» جز همين قسمت مربوط به قم چيزي ننگاشته است...».(67)

محمد تقي دانش پژوه:

«سفرنامه قم؛ افضل الملك ميرزا غلامعلي خان مستوفي ديوان كه در هنگام پيشكاري حكومت قم در 1333 براي شاهزاده محمد تقي ميرزاي ركن الدوله ساخته است (مجلس، ش 8182، فهرست 2: 443، ش 697)».(68)

29. سفرنامه قم

كامران ميرزا نايب السلطنة فرزند ناصر الدين شاه (1347-1272 ه . ق.)

اين سفرنامه به كوشش آقاي ايرج افشار در مجله «ميراث اسلامي ايران» به طبع رسيده است و ايشان خود در مقدمه آن مي گويند:

«اين سفرنامه كوتاه يادگاري است از فرزند مشهور و مقتدر ناصر الدين شاه. آن پادشاه به فرزند خود مقامات مهم داد:

مظفر الدين ميرزا وليعهد بود و مقيم تبريز؛

مسعود ميرزا ظلّ السلطان حاكم مستبد اصفهان و فارس (و به قول معروف نيمي از ايران) بود و مقيم اصفهان؛

سومي كامران ميرزا ملقب به نايب السلطنه بود كه در تهران مي زيست و مناصبي از قبيل حكومت تهران و وزارت جنگ را در عهده داشت و لقب امير كبير هم گرفت.

او متولد 1272 بود و در 1307 شمسي (1347 ه .ق.) درگذشت.

كامران ميرزا در دوره سلطنت مظفر الدين شاه از كارها بركنار بود، ولي در دوره مشروطيت به مدت كوتاه وزير جنگ شد و در دوره پادشاهي احمد شاه به واليگري خراسان رفت.

عكس اين سفرنامه كوتاه را فاضل گرامي آقاي ماشاءالله كامراني در اختيار من گذارده است».(69)

30. سفرنامه قم

ميرزا حسين خان بهادر نظام مجيب الدوله (متوفاي بعداز 1326 ه . ق.)

سعيد نفيسي:

«سفرنامه قم؛ تأليف حسين پياده نظام، معلم فوج مخصوص. اين سفرنامه داستانيست خيالي از شرح سفري كه حاجي محمد فاضل، تاجر حرير فروش به قم كرده و مقصود مؤلف شرح منازل بين راهست.

در صحيفه اول عكسي از مؤلف چسبانيده اند كه با لباس سلام و نشان ايستاده و نقشه راه را در دست دارد و بالاي نقشه نوشته شده: «رقم تراب اقدام نظاميان حسين پياده نظام معلم فوج مخصوص».

از اينقرار اين كتابرا در 1315 يا پس از آن تأليف كرده است و در متن كتاب 9 مجلس نقاشي از مناظر اين سفر است كه با آب و رنگ و نسبةً خوب ساخته شده و در زير آن ها مؤلف مختصري بزبان فرانسه و ظاهراً بخط خود نوشته و گاهي اغلاط املائي در آنها ديده مي شود و چنان مي نمايد كه اصل نسخه نيز بخط مؤلفست... .

5/27 در 18 سانتي متر، 18 صحيفه كه در اصل شماره گذاشته اند و هر صحيفه از 17 تا 19 سطر بخط تحريري خوب، عناوين بهمان خط بسرخي نوشته شده، همه صحايف جدول دو خطي از طلا دارد، كاغذ: فلفل نمكي كلفت فرنگي، جلد: مخمل پسته اي داغ كرده (شماره دفتر 14995)».(70)

محمد روشن:

«سفرنامه قم؛ ميرزا حسين خان بهادر نظام، بنام نصرة الدوله (مجلس 6: 275) در راهنماي كتاب از روي همين نسخه چاپ شده است.

شكسته نستعليق 1326، با تصاوير و شرح آنها در زير هر يك به فرانسه، 17ص 5/13*5/21، 19س 10*5/16، جلد: مخمل (445 س)».(71)

محمد تقي دانش پژوه:

«سفرنامه قم؛ حسين خان بهادر نظام، سفرنامه خيالي بقم با دليجان مورخ 1326 ه . ق. او در پياده نظام تحصيل كرده و معلم فوج مخصوص و خوشنويس و نقاد و مهندس بوده است. (مجلس 6: 275) چاپ شده در راهنماي كتاب (س 6، ش 6و 7).

كتابخانه عمومي رشت، ش 445 نوشته رجب 1326 براي نصرة الدوله».(72)

مدرسي طباطبايي:

«ميرزا حسين خان بهادر نظام، مجيب الدوله، معلم پياده نظام در مدرسه نظام، از ملازمان عبدالحسين ميرزا فرمانفرما نصرت الدوله كه در بيشتر سفرهاي وي همراه وي مي بود (راهنماي كتاب 6: 453) و نقاد و خوش نويسي و مهندس نيز بود (فهرست فيلم ها 1: 120). از او جز اثري كه در زير ياد مي شود، نوشته اي ديگر با نام «شيخ جادوگر» در شماره 4-6 سال هفدهم مجله راهنماي كتاب (ص 378-394) به چاپ رسيده است.

سفرنامه قم؛ گزارش سفر خيالي حاجي محمد فاضل، تاجر حرير فروش از تهران به قم با دليجان و مصائبي كه در اين راه ديده است. اين رساله به منظور انتقاد از نابساماني راه مزبور در رجب 1326 براي همان نصرت الدوله نگاشته شده است. نسخه اي از آن با 9 تصوير - همراه با عكس نگارنده در صفحه نخست با لباس سلام - در كتابخانه مجلس به شماره 2316 (فهرست آنجا 6: 275-276 و منزوي 6: 4025) و نسخه اي ديگر در كتابخانه عمومي رشت به شماره 445- و فيلم آن به شماره 2021 در دانشگاه - است (فهرست فيلم ها 1: 120). متن رساله با تصاوير نسخه رشت در شماره 6 و 7 سال ششم مجله راهنماي كتاب (ص 453-462) به چاپ رسيده است».(73)

31. سفرنامه قم

ناصرالدين شاه قاجار (1313-1247 ه . ق.)

نجيب مايل هروي و سيد علي اردلان:

«سفرنامه قم؛ (فارسي) مشاهدات ناصر الدين شاه قاجار (1264-1313 ه . ق.) است در سفر سوم به قم. ناصرالدين شاه بنوشتن سفرنامه علاقه فراوان داشته، و شرح جزئيات مسافرتهاي خود را در داخل و خارج بنامهاي سفرنامه خراسان، سفرنامه فرنگ (سفر اول و دوم)، سفرنامه مازندران، سفرنامه مشهد، سفرنامه عراق عجم، يا خودش نوشته و يا حكيم الممالك علينقي و يا محمد حسن بن حاجب الدوله علي مقدم مراغه اي معروف به اعتماد السلطنه نوشته اند.

در پايان نسخه ما دو صفحه مبتني بر اسامي كساني است كه در اين سفر از دست ناصر الدين شاه انعام و خلعت گرفته اند... .

نستعليق ممتاز دوازده سطري، بخط محمد حسين شيرازي بسال 1300 ه . ق. داراي سر لوح مذهب مرصع كتيبه دار، دو صفحه اول و دوم داراي تذهيب بسيار دقيق عصر قاجار و طلااندازي دندان موشي، كاغذ نخودي آهار مهره زر افشان، مجدول بزر و سيلو و شنگرف و لاجورد، داراي تحرير و كمند بزر و سرخي، 23گ، جلد: تيماج يك روي، 22*15».(74)

32. سفرنامه قم

يك روحاني (نامعلوم)

مدرسي طباطبايي:

«يكي از روحانيان برجسته دوره مظفري كه مورد توجه مقامات مذهبي و كشوري بوده و برادري به نام «سيد محمد» و مدرسه اي در تهران داشته و در سال 1323 سفري به قم نموده است. در اين سفر چند تن او را همراهي مي نموده اند، از جمله نصرت نظام.

سفرنامه قم؛ كه ضمن توقف دو سه روزه قم نگاشته شده و در 19 شعبان 1323 پايان يافته است. اين رساله از رهگذر آشنايي با وضع و حال قم در اواخر دوره قاجار و بزرگان اين شهر در آن روزگار اثري سودمند است. نسخه اصل آن را جناب آقاي لاجوردي در قم دارند در 22 برگ. افسوس كه برگي از آغاز و گويا يكي دو برگ هم از ميان افتاده دارد...».(75)

33. سفرنامه قم و كاشان و يزد و كرمان و خليج فارس

مؤلف: نامعلوم، به دستور ناصر الدين شاه قاجار

محمد تقي دانش پژوه:

«سفرنامه قم و كاشان و يزد و كرمان و خليج فارس؛ چند تني از روز 16 ژانويه بدستور ناصرالدين شاه از تهران بقم و كاشان و يزد كرمان و خليج فارس رفته بودند تا تلگرافخانه در آنجاها احداث شود (مجلس، ش 5404 در 41گ، فهرست 2: 444 ش 700)».(76)

34. شرح حكومت قم

عبدالعلي بن حاجي عليخان حاجب الدوله (1243-1032 ه . ق.)

محمد علي معلم حبيب آبادي:

(1243 ق.) تولد عبدالعليخان اديب الملك مراغه ئي؛ مراغه شهري است معروف در آذربايجان، و عبدالعليخان فرزند مرحوم اعتماد السلطنه حاجي عليخان است كه در «1285» بيايد، و خود از فضلاء و ادباء بوده و شعر هم مي گفته و تخلص «اديب» مي نموده، و همانا در ماه شعبان المعظم اينسال - مطابق (...) حوت ماه برجي - از بطن دختر ملا احمد از علماي مستجاب الدعوه مراغه متولد شده و در نزد پدر تحصيل علوم ادب از فنون عجم و عرب نموده تا دانشمندي نام بردار گرديد؛ چندان كه در «المآثر والآثار، 191 س 2» عنواني مخصوص براي او منعقد نموده و در آن (با اندك تغييري) فرمايد:

در سخن سنجي و شعر سرائي، مقام استادي و مهارت داشت و در سنه 1270 لقب اديب الملك يافت؛ چنانكه ميرزا عليقلي مصور در تاريخ آن گفته:

مصور سر برون آورد و گفتا      اديب الملك شد عبدالعليخان

و در «منتظم ناصري، جلد سيم» بعضي از گذران احوال او در سنوات متفرقه نوشته شده، چنان كه گويد: در سنه 1281 كه پدرش وزير عدليه بود، وي نيابت او را يافت و در سنه 1284 حاكم قم شد و در سنه 1285 بعد از وفات پدر، وزير وظائف و اوقاف شد و در سنه 1287 حاكم خوانسار و گلپايگان گرديد و در سنه 1289 حاكم سمنان و دامغان گرديد و در سنه 1293 حكومت قم و ساوه و زرند را يافت (انتهي).

... و بلاخره او در سنه هزار و سيصد و دو در تهران وفات كرد...».(77)

بدري اتابادي:

«اسم كتاب: شرح حكومت قم، قطع: رقعي بابعاد 5/13*21 سانتي، كاغذ: فرنگي كبود رنگ شطرنجي، خط: نستعليق يكدانگ، كتابت: عالي و موزون، اسم مؤلف: عبدالعلي ابن حاجي عليخان حاجب الدوله بتاريخ 1279 هجرت.

توضيحات: مؤلف اين رساله كه بر حسب امر ناصر الدين شاه قاجار حكومت قم (دارالايمان) را بعهده داشته، شرحي از موقعيت و اوضاع قم و مضافات و منضمات آن را برشته تحرير كشيده و بخطي خوش كتابت كرده و پيشكش حضور نموده است.

پشت صفحه اول، نوشته شده است: «از تحويلات سرايدارخانه است». صفحات: تماماً ساده و بدون تزئين است. عناوين و اسامي بسرخي رقم رفته است. تعداد صفحات: داراي 111 صفحه و هر صفحه 10 سطر كتابت دارد... سجع مهري بنام «اديب الملك» در پايان رساله مشاهده ميشود. جلد: تيماج يك لائي لاكي رنگ».(78)

35. علي آباد نامه

محمد كاظم خان كاشاني (1273-1205 ه . ق.)

محمد علي معلم حبيب آبادي:

«(1205 ق.) تولد مرحوم آقا محمد كاظم كاشاني رضي الله عنه؛ وي چنان كه در ديباچه منظومه تتمه كه اينك در تأليفات او ذكر ميشود، نوشته: فرزند حاج محمد صادق بن حاج محمد رضا و خود از علماء و فقهاء و اهل فضل و ادب بوده و شعر هم ميگفته، و در اين سال، چنان كه در «الذريعه 1: 459» فرموده، متولد شده، و در اين جلد در شماره هاي عديده، ارجوزه هاي چندي از او در موضوعات مختلفه ذكر كرده، و تاريخ تولد و وفات او را بطوري كه اينجا نوشته شد و ميشود، در آنها آورده و در اين صفحه وي را بكاشاني - اصفهاني وصف كرده و فرمايد: اين ارجوزه در نزد احفاد او باصفهان موجود است و خود هم آنرا در سوانح خويش كه در اصفهان موجود است، ذكر كرده (انتهي).

... ملا محمد كاظم پس از مدت شصت و هشت سال قمري عمر، در سنه هزار و دويست و هفتاد و سه وفات كرد، چنان كه در «الذريعة» در ضمن همه ارجوزات نوشته».(79)

«علي آبادي» عنوان رساله اي از محمد كاظم خان كاشاني است كه در پايان كتاب «تاريخ قم» حسن بن علي بن حسن قمي، به خط شكسته نستعليق، شوال 1281 تحرير شده و نسخه، متعلق به يك كتابخانه شخصي، شماره 12 مي باشد كه در كتاب «آشنايي با چند نسخه خطي» ص 106، معرّفي شده و تصوير آن (با خط شكسته نستعليق) در جلد نخست كتاب «راهنماي جغرافياي تاريخي قم»، صفحات 312-283 به طبع رسيده است.

36. علي آباد نامه = سفرنامه قم

وقايع نگارِ امين السلطان

اين اثر در كتاب «راهنماي جغرافياي تاريخي قم»، ج 1، صفحات 212-180 به چاپ رسيده است.

مدرسي طباطبايي:

«وقايع نگار (به عنوان وصف نه نام) يكي از واقعه نويسان ميرزا علي اصغر خان امين السلطان صدر اعظم كه در سال 1304 همراه او از تهران به قم رفته است.

«علي آباد نامه» يا سفرنامه ذهابيه قم، شرح مشاهدات سفري كه امين السلطان در روزهاي 16-19 صفر سال 1304 به قم نموده است. هدف از نگارش اين رساله وصف راه جديد تهران - قم احداثي امين السلطان و منازل ميان راه به خصوص «علي آباد» بوده است.

اين راه جديد را او به منظور آبادي املاك خود كه - همه در طول اين مسير قرار داشت و از راه قديم دور و پرت بود - احداث كرد و عبور از راه قديم را كه بسيار هموارتر و هفت فرسخ نزديك تر بود، ممنوع ساخت؛ ليكن چون باز هم بسياري از همان راه استفاده مي كردند، دستور داد رودخانه قم و ساوه را به كوير حوض سلطان كه گذرگاه راه پيش بود، سر دادند. در نتيجه، كوير به درياچه اي تبديل شد و راه قديم از ميان رفت... نسخه اصل اين رساله در 88 صفحه همراه با دو تصوير به شماره 2315 در كتابخانه مجلس شوراي ملي، تهران محفوظ است و وصف آن در فهرست همين كتابخانه 6: 275 و فهرست منزوي 6: 4045 ديده مي شود...».(80)

سعيد نفيسي:

«سفرنامه قم (علي آباد نامه)؛ از كسي است كه در 1304 قمري با امين السلطان به قم رفته. ظاهراً اين نسخه اصل كتابست... .

21 در 5/12 سانتي متر، 88 صحيفه، هر صحيفه 12 سطر بخط شكسته، عناوين بخط نسخ، كاغذ: فرنگي سفيد رگه دار، جلد: مخملي بنفش (شماره دفتر 12896)».(81)

37. فضائل قم

كرمعلي خان فرزند حاجي محمد رضا بيك، متخلص به فكار (متوفاي بعد از 1310 ه. ق.)

مدرسي طباطبايي:

«كرمعلي خان فرزند حاجي محمد رضا بيك از طايفه حاجي حسيني قم كه مردي اديب و خوشنويس بوده و شعر نيز مي سروده و «فكار» تخلص داشته است. او در هزار و دويست و شصت و اند در قم زاده شده و تا سال 1310 زنده بوده است. افضل الملك در سفرنامه قم خود (ص 153 نسخه مجلس) از او ياد مي كند. سرگذشت و برخي آثار و اشعار او در كتاب هاي فيض (تاريخ قم او: 31ر، تذكره شعرا، جنگ شعرا در دو جا) و در تحفة الفاطميين (1: 180) ديده مي شود.

افضل الملك مي نويسد كه او كتابي مختصر در «فضائل قم» مشتمل بر احاديثي كه درباره اين شهر و اهل آنجا و شرافت آن سرزمين وارد شده است، گرد آورد و جز آن مسودات سفرنامه قم او را به خط زيباي شكسته خود از سواد به بياض برده و كتابي ساخته است (ص 153 نسخه مزبور)».(82)

38. فضائل قم = فضائل بلدة قم

ميرزا محمد علي بن احمد قراچه داغي انصاري (متوفاي 1310 ه . ق.)

مدرسي طباطبايي:

«حاج ميرزا محمد علي بن احمد قراچه داغي تبريزي، فقيه محدث از دانشمندان دوره ناصري، امام و مدرس مسجد سلطاني تهران در هزار و سيصد و اند، در گذشته جمعه 2 ع 2- 1310 در تبريز، نگارنده كتاب هايي بسيار در حديث و ديگر علوم مذهبي (المآثر والآثار: 175؛ احسن الوديعة 2: 72؛ طبقات اعلام الشيعة، قرن چهاردهم 4: 1341؛ دانشمندان آذربايجان: 333؛ فهرست معارف: 306 و ديگر فهارس؛ ريحانة الادب 3: 285؛ مؤلفين كتب چاپي 4: 107-106؛ ذريعه در بسياري جاها؛ و مصادر ديگر) كه از آن جمله است:

«فضائل بلدة قم» (ذريعه 16: 263؛ نقباء البشر: 1341) كه شايد آن را در سفري به اين شهرنگاشته باشد».(83)

آقا بزرگ تهراني:

«فضائل قم؛ از مولا محمد علي بن احمد قراچه داغي انصاري معاصر است كه آن را در فهرست كتابهايش ذكر كرده است... از اين مؤلف در همين جلد، كتاب «الفتوحات الرضوية في الاحكام الفقهية» گذشت».(84)

39. فضل قم والكوفة

سعد بن عبدالله بن ابي خلف اشعري قمي (متوفاي 299 تا 301)

شيخ طوسي:

«سعد بن عبدالله بن ابي خلف [الاشعري ] القمي؛ كنيه اش ابوالقاسم است و عظيم مرتبه و داراي روايات بسيار و تصانيف زياد و فردي ثقه مي باشد... از كتابهاي اوست: كتاب الرحمة و... و كتابي در فضل قم و الكوفة...».(85)

شيخ نجاشي:

«سعد بن عبدالله بن ابي خلف اشعري قمي ابوالقاسم؛ از شيوخ، فقها و موجهين شيعه بوده و احاديث بسياري را از علماي اهل سنت استماع نموده است... و پدرش عبدالله بن ابي خلف قليل الحديث بوده است... سعد كتابهاي زيادي تصنيف كرده كه به ما رسيده است، از جمله:... و كتاب فضل قم والكوفة،...».(86)

مدرسي طباطبايي:

«سعد بن عبدالله اشعري قمي، فقيه معتمد جليل القدر، از مشايخ بزرگ شيعه در دوره غيبت صغري، در گذشته 299-301 (رجال شيخ طوسي: 431، فهرست همو: 75-76، رجال نجاشي: 126، جامع الروات اردبيلي 1: 355-356، مجمع الرجال قهپايي 3: 105-107، رجال مامقامي 2: 16-20، قاموس الرجال تستري 4: 334-339)، نگارنده كتب و رسائل بسيار كه از آنهاست:

فضل قم و كوفه... و بايد احاديثي باشد كه در بيان شرافت خاك قم و كوفه و فضائل مردمان اين دو از پيشوايان دين رسيده است».(87)

40. فهرست اسماء روات اشعريين قم در مائه سيم و چهارم

ميرزا محمد علي معلم حبيب آبادي (1396-1308 ه . ق.)

محمد علي بن زين العابدين بن حسين بن علي اكبر بن محمد حسين، معروف به معلم حبيب آبادي، در اواخر محرم (يا اوايل صفر) سال 1308 ه . ق. در دهكده «حبيب آباد»، دهستان «بر خوار» اصفهان متولد شد و پس از عمري تحصيل و تدريس وتتبع و تفحص و تصفح در احوال رجال علمي، در 22 ماه رجب سال 1396 ه . ق. در اثر بيماري كليوي به سراي باقي شتافت.(88)

«فهرست اسماء روات اشعريين قم در مائه سيم و چهارم» از جمله آثار دست نوشته و چاپ نشده مؤلف مزبور است كه خود در مقدمه جلد پنجم كتاب «مكارم الآثار»، ص 13، بدان اشاره نموده است.

41. قانون قم

ميرزا علي اكبر فيض قمي (1312-1245 ه . ق.)

مدرسي طباطبايي:

«قانون قم؛ در شرح قوانين مندرسه قميون از افادات قبلة الانامي ميرزا اسحاق (همان ميرزا اسحاق مدرس كه منظومه نواب امير زاده محمد حسين ميرزا امير خلف نواب شاهزاده محسن ميرزا آخور، در حالات و مقالات و حكومات او با يادداشت فيض مورخ شوال 1286 در مجموعه ش 1937 فيضيه قم هست و گويا همو كه در پندنامه جهانگير ميرزا قاجار -ش 2 همين مجموعه - با نام ميرزا اسحاق تفرشي ياد مي شود. و به هر حال، اين رساله در حكم «تقريرات بحث» اوست). موضوع رساله بسيار مهم است، جز آن كه نسخه اي كه از آن ديده ام (ش 4 جنگ متعلق به آقاي لاجوردي)(89) بيش از ديباچه و اندكي از اصل بحث را ندارد».(90)

42. قبور عتبات عاليات و قبور واقعه در بين راه آن از اصفهان بطريق نطنز و كاشان و قم و كرمانشاه تا برسد بكاظمين و سامره و كربلاي معلا و نجف اشرف

ميرزا محمد علي معلم حبيب آبادي (1396-1308 ه . ق.)

شرح حال مؤلف، ذيل عنوان «فهرست اسماء روات اشعريين قم در مائه سيم و چهارم» گذشت.

اما كتاب حاضر، از جمله تأليفات دست نوشته ميرزا محمد علي معلم حبيب آبادي است كه در مقدمه جلد پنجم كتاب «مكارم الآثار»، ص 14، بدان اشاره نموده است.

43. كتابچه اعداد نفوس اهالي دارالايمان قم

محمد تقي بيك ارباب (متوفاي 1311 ه . ق.)

شرح حال مؤلف، در توضيحات ذيل كتاب «تاريخ دارالايمان قم» گذشت.

امّا «كتابچه اعداد نفوس اهالي دارالايمان قم» نوشته محمد تقي بيك ارباب در سال 1285-1284 مي باشد كه جزء مجموعه 725 كتابخانه وزارت دارايي بوده و سپس در محل كاخ گلستان نگاه داري شده است.

ضمناً تصوير نسخه خطي اين اثر در «قم نامه»، نوشته سيد حسين مدرسي طباطبايي، صفحات 245-175 به چاپ رسيده است.

44. كتابچه تفصيل احوالات دارالايمان قم از بدو الي يومنا هذا

محمد تقي بيك ارباب (متوفاي 1311 ه . ق.)

شرح حال مؤلف، ذيل عنوان «تاريخ دارالايمان قم» گذشت.

محمد تقي دانش پژوه:

«كتابچه تفصيل احوالات دارالايمان قم از بدو الي يومنا هذا؛ به خواهش ميرزا علي اكبر خان حكيم باشي. شكسته نستعليق 6 صفر 1305 (فهرست برون 122)».(91)

گفتني است كتابچه فوق در «راهنماي جغرافياي قم» نوشته مدرسي طباطبايي، ج 1، صفحات 66-19 به چاپ رسيده است.

45. كتابچه تفصيل حالات قم = كتابچه تفصيل حالات و نفوس و املاك دارالايمان قم

ميرزا علي اكبر فيض (1312-1245 ه . ق.)

اين كتابچه در كتاب «راهنماي جغرافياي تاريخي قم»، ج 1، صفحات 206-155 به چاپ رسيده است.

سيد احمد حسيني:

«كتابچه تفصيل حالات قم؛ (جغرافي - فارسي) از ميرزا علي اكبر بن محمد فيض قمي (ق 14) يادداشتهاي درهمي است مربوط به آمار نفوس و املاك و مساجد و حمامها و جز اينها از آنچه تعلق به جغرافي و تاريخ شهر قم دارد. بعضي از اين يادداشتها تاريخهاي 1297-1310 را دارد... .

نستعليق، بخط مؤلف، قبل و بعد از كتاب مطالبي متفرقه نوشته شده و بعضي از آنها قطعه هائي است بخط نستعليق شكسته يا ثلث كه از كارهاي هنري مؤلف بشمار مي آيد. جلد: تيماج قهوه اي، 104گ، سطور مختلف، 17*10 سم».(92)

مدرسي طباطبايي:

«كتابچه تفصيل حالات و نفوس واملاك دارالايمان قم؛ در 28 برگ (8پ 35پ مجموعه ش 7 فهرست تحريرات او، متعلق به جناب آقاي آيت الله زاده مرعشي) كه آن را پيش از «تاريخ قم» خود نگاشته و بي ترديد با بررسي متن رساله مي توان زمان نگارش آن را (كه بايد ميان سال هاي 1280-1300 باشد) به صورت دقيق مشخص ساخت...».(93)

46. كتابچه تفصيل حالات و املاك و مستغلات و قنوات و بلوكات دارالايمان قم

مؤلف: نامعلوم، به دستور ميرزا مهدي خان اعتضاد الدوله (حكمران قم)

اين كتابچه در «قم نامه»، صفحات 171-85، اثر سيد حسين مدرسي طباطبايي، به چاپ رسيده و خود ايشان در معرّفي آن چنين نوشته است:

«كتابچه تفصيل حالات و املاك و مستغلات و قنوات و بلوكات دار الايمان قم، نوشته شده به سال 1296 به دستور همان حكمران [ميرزا مهدي خان اعتضادالدوله، حاكم قم ] كه نسخه آن نيز در همان مجموعه ياد شده بالاست [مجموعه اي كه قبلاً به شماره 725 در كتابخانه وزارت دارايي بوده و اكنون در محل كاخ گلستان نگاه داري مي شود]. اين كتابچه در شيوه ترتيب و مطالب با دو كتابچه ديگري كه پيش از اين در كتاب «راهنماي جغرافياي تاريخي قم» به چاپ رسيده، مشابه است و هر يك داراي فوائدي اضافي است».(94)

47. كتابچه تفصيل و حالات دارالايمان قم

افضل الملك، ميرزا غلامحسين خان اديب زندي شيرازي، متخلص به المعي (1348-1279 ه . ق.)

معرفي افضل الملك تحت عنوان «سفرنامه قم» از ميرزا غلامحسين خان اديب زندي شيرازي گذشت.

اين اثر در كتاب «راهنماي جغرافياي تاريخي قم» مدرسي طباطبايي، ج 1، صفحات 150-69 به چاپ رسيده است.

محمد تقي دانش پژوه:

«كتابچه تفصيل حالات دارالايمان قم؛ ميرزا غلام حسين اديب، همنشين و نديم علي نقي ميرزا، فرمانرواي قم و ساوه و زرند، براي محمد حسن خان اعتماد السلطنه در 5-1304.

شكسته نستعليق 1304، 32گ، 5/12*11، 20س 9*19، كاغذ فرنگي، جلد: تيماج سبز، ربشعي (13)».(95)

همچنين، كتابچه فوق در ميكروفيلم هاي كتابخانه دانشگاه تهران، به شماره 4612 موجود مي باشد.

مدرسي طباطبايي:

«كتابچه تفصيل و حالات دارالايمان قم؛ ش 5514 دانشگاه در 62 صفحه(96) (فهرست منزوي 6: 4372) او در صفر 1304 به شرف منادمت و فيض ملازمت سركار نواب شاهزاده علي نقي ميرزا حكمران قم و ساوه و زرند نائل شده و چون در دستگاه حكومتي بوده، از روي كتابچه جز و جمع و استفسار از بعضي آگاهان و رفتن به بلوك و ديدن امكنه، اطلاعاتي يافته كه در تنگوزئيل 1305 به صورت اين كتابچه مدون ساخته و آن را براي استفاده در يكي از كتابهاي جغرافيا حضور جناب اجل اكرم اعتماد السلطنه وزير علوم و دار التأليف و دار الطباعه و دار الترجمه تقديم داشته است (پايان همين نسخه)...».(97)

48. كتابچه طوائف و ايلات دارالايمان قم

مؤلف: نامعلوم، به دستور ميرزا مهدي خان اعتضاد الدوله

اين كتابچه در «قم نامه»، صفحات 84-71، اثر سيد حسين مدرسي طباطبايي، به طبع رسيده و خود ايشان در مقدمه كتاب، «كتابچه طوائف و ايلات دارالايمان قم» را چنين معرّفي كرده است:

«اين كتابچه جزء رسائلي است كه در دوره ناصري به منظور تدوين مرآت البلدان فراهم آمده و نسخه آن در مجموعه اي است كه قبلاً به شماره 725 در كتابخانه وزارت دارائي بوده و اكنون در محل كاخ گلستان نگاهداري مي شود. رساله در حوالي سال 1296 به دستور ميرزا مهدي خان اعتضاد الدوله، حكمران قم و كاشان، تأليف شده است».(98)

49. كتابچه مختصر از اوليت قم و تمصير آن و تعداد ده طائفه از قبايل سكنه آن

مؤلف: نامعلوم، به دستور ناصرالدين شاه قاجار

اين كتابچه، رساله شماره 2 از مجلّد اول مجموعه ناصري، در 8 برگ [36پ 43ر ]است كه به همراه رساله شماره 1 مجلّد اول مجموعه ناصري، يعني تاريخ قم، در كتابخانه وزارت دارايي به شماره 725 بوده كه سپس به كتابخانه بيوتات سلطنتي منتقل شده است.(99)

50. كتاب قم

حسن بن محمد بن حسن قمي شيباني (قرن 4 هجري)

آقا بزرگ تهراني در كتاب الذريعة الي تصانيف الشيعة، با بيان اين مطلب كه مؤلف كتاب فوق از معاصران شيخ صدوق بوده است و از حسين بن علي بن بابويه، برادر شيخ صدوق، و بلكه از خود او روايت مي كند، اظهار مي دارد كه «علامه مجلسي به كتاب مزبور دست نيافته... اما بعيد نيست كه اين كتاب، در اين زمان موجود باشد».(100)

مدرسي طباطبايي:

«ابو علي حسن بن محمد بن حسن قمي شيباني از دودمان سائب بن مالك اشعري، از قدماء دانشمندان شيعه در قرن چهارم و از اصحاب ابوالفضل بن العميد وزير مشهور و دانشمند آل بويه كه شعر ابو جعفر محمد بن علي عطار قمي را - كه بر رودكي و رازي تفوق داشت و به روزگار خود چون امرء القيس در ميان شاعران عرب دوران جاهليت بود - به نام او تدوين كرد. او باري ديگر نيز مقداري ديگر از شعر همين سراينده را به نام صاحب بن عباد تدوين نمود و چون به روزگار او كتابي در تاريخ و اخبار قم در دست نبود، به ارشاد و اشاره ابوالفضل بن العميد و برادر خود به تأليف كتابي در اين باب پرداخت. او اخبار قم و اهل قم را گرد آورده، با پاره اي مطالب مختلف و سودمند ديگر در آميخت و آن را «كتاب قم» نام نهاد.

كتاب قم؛ اين كتاب به زبان عربي بوده است. مواد اصلي اين كتاب را مؤلف در دوره حكومت برادرش، ابوالقاسم علي بن محمد بن حسن كاتب، برقم از جانب ركن الدوله ديلمي به سال 352 گرد آورده و به علت غيبت او از قم در تدوين و ترتيب آن تأخير افتاده بود تا سرانجام آن را به نام «صاحب بن عباد» وزير دانشمند فخر الدوله ديلمي تدوين كرد و در اين تدوين وقايع را تا پايان سال 387 گرد آورد. پس تأليف كتاب در سال 379 پايان گرفته است نه 378.

نكته ديگر، آن كه مؤلف پيش تر مي خواست اخبار عرب اشعري قم را در كتابي مستقل گرد آورد، ليكن پس از آن چنين انديشيد كه آن كتاب را با همين در آميزد.

اين كتاب بسيار مهم، در بيست باب نوشته شده كه فهرست ابواب در مقدمه كتاب آمده است... .

چند نكته ديگر:

1. اصل عربي كتاب قم، آنچه مسلم است تا آغاز قرن نهم بر جاي بوده و پس از آن هيچ گونه آگاهي درستي در اين باره نيست. مجلسي براي تدوين بحار آنرا مي جسته و نيافته است (ج 1، ص 42، چاپ 110 جلدي جديد)... با اطمينان كامل مي توان گفت كه پس از قرن نهم كمترين نشاني درست از اين كتاب به دست نيامده است.

2. آنچه از مطاوي كتاب به دست مي آيد، همه ابواب بيست گانه، نگارش يافته و مؤلف خود در برخي موارد از مطالبي كه در ابواب ديگر كتاب نوشته است، ياد مي كند... .

3. «كتاب قم» ترجمه اي به فارسي دارد كه پنج باب آن در دست است و پس از اين درباره آن سخن خواهد رفت. جز آن در مستدرك (3: 369) از ترجمه اي ديگر ياد مي شود كه پيش از قرن يازدهم انجام شده و به گفته او از نوشته «منهاج الصفوي» ياد شده در پيش، بر مي آيد كه از اين ترجمه بهره برده شده است؛ ليكن دور نيست كه اين استظهار نيز بي اساس بوده و مصدر مزبور نسخه كامل تر همين ترجمه موجود باشد كه چنان كه خواهيم ديد در برخي موارد با نسخه چاپ شده جدايي ها و افزوده هايي دارد.

باب سوم ترجمه تاريخ قم (در ذكر طالبيه كه به قم آمدند) را بنابر آنچه در ذريعه (3:277 و 22: 440؛ نيز طبقات اعلام الشيعة / قرن چهاردهم 2: 525-526) ديده مي شود، سيد حسين بن احمد بن حسين بن اسماعيل حسني، معروف به سيد حسون براقي نجفي درگذشته 1332 قمري (ذريعه 3: 282)به عربي باز گردانده و اين ترجمه را در 8 ع 2 1317 ه . ق. به پايان برده است. نسخه اين ترجمه در نجف است.

4. «كتاب قم» اثري بسيار مهم بوده كه از آن فوائد و آگاهي هايي بسيار و نادر و منحصر به دست مي آمده است. از همين قسمت بازمانده و مترجَم، بسياري چيزها در بررسي هاي تاريخي و زبان شناسي و رسوم قديم كشاورزي و تقسيم آب و خراج زمين ها و جز آن دانسته مي شود كه نظير آن را در هيچ جاي ديگر نمي توان يافت. در بسياري از تحقيقات نو شرقي و غربي، در اين گونه مسائل، از اين مأخذ به حد كمال سود جسته شده كه نمونه آن را در «مالك و زارع» لمبتون مي بينيم.

نسخه اي نو نويس از ترجمه كتاب قم در مخطوطات دانشكده ادبيات دانشگاه تهران به شماره 142- ب هست كه آن را آقاي مجتبي مينوي براي مرحوم ميرزا محمد خان قزويني نويسانده و خود فهرستي مبسوط و مفصل در چند ده برگ از فوائد متفرق و پراكنده و نكات نادر و منحصر آن گرد آورده، ضميمه نسخه است».(101)

51. المنتخب من تاريخ قم

سيد حسين بن احمد بن حسين بن اسماعيل معروف به سيد حسون براقي (1332-1261 يا 1362 ه . ق.)

سيد محسن امين:

«سيد حسين بن احمد بن حسين بن اسماعيل بن زيدي حسني نجفي، معروف به سيد حسون براقي، نسبش به زيد بن امام حسن عليه السلام مي رسد. در نجف سال 1261 يا 62 متولد شد و در روز جمعه 10 رجب يا شعبان سال 1332 در قريه لهيبات از قراي حيره در گذشت و به نجف اشرف منتقل و در خانه اش در نجف دفن شد، و «براقي» نسبتي است به براق كه يكي از محله هاي نجف اشرف مي باشد... .

او باب سوم از «تاريخ قمِ» حسن بن علي بن حسن بن عبدالملك قمي را كه مشتمل بر انساب بعضي از طالبين و مطالب ديگر است، به عربي برگرداند و در سال 1317 از آن فارغ شد».(102)

آقا بزرگ تهراني:

«المنتخب من تاريخ قم؛ درباره علوياني است كه در قم ساكن شدند، نوشته سيد حسون براقي كه در سال 1317 نوشتن آن را به پايان رساند و نسخه به خط مؤلف دركتابخانه كاشف الغطاء مي باشد».(103)

52. وفيات علما و معاريف قم

آيةالله سيد احمد زنجاني (1393-1308 ه . ق.)

شرح حال مؤلف در توضيحات ذيل عنوان «جنگل مولي» گذشت.

گفتني است كه اين كتاب در بردارنده زندگينامه 72 تن از علماي قم مي باشد كه صفحات 66-62 رساله شماره 2 مجموعه 141 نسخه ها را به خود اختصاص داده است.(104)

پي نوشت:


1) كتاب شناسي آثار مربوط به قم، صص 176-173.
2) الذريعة الي تصانيف الشيعة، ج 11، ص 51، ش 319.
3) ر.ك: انوار المشعشعين، ج 3، ص 650.
4) كتاب شناسي آثار مربوط به قم، صص 152-139.
5) الذريعة الي تصانيف الشيعة، ج 2، ص 441، ش 1718.
6) كشف الاستار عن وجه الكتب والاسفار، ج 3، ص 479.
7) فهرست كتب چاپ سنگي فارسي كتابخانه مركزي تبريز، ص 184، ش 620؛ همچنين ر. ك: فهرست كتابهاي چاپي فارسي، خانبابا مشار، ج 1، ص 586.
8) فهرست كتابخانه مجلس، ج 4، ص 300، ش 1600 (1234).
9) الذريعة الي تصانيف الشيعة، ج 3، ص 68، ش 203.
10) كتاب شناسي آثار مربوط به قم، صص 65-60.
11) الذريعة الي تصانيف الشيعة، ج 3، ص 153، ش 532.
12) فهرست كتابخانه مجلس، ج 14، ص 153.
13) فهرست كتابخانه دانشكده معقول و منقول در مدرسه عالي سپهسالار، ج 1، صص 221-220، ش 1852.
14) كتاب شناسي آثار مربوط به قم، صص 81-73.
15) فهرست نسخه هاي عكسي كتابخانه عمومي حضرت آيت الله العظمي مرعشي نجفي، ج 1، صص 404-403.
16) مجله ميراث جاويدان، س 6، ش 2، تابستان 1377، مقاله كتاب شناسي حضرت فاطمه معصومه عليهاالسلام و تاريخ قم، ص 104.
17) فهرست ميكروفيلم هاي كتابخانه مركزي و مركز اسناد دانشگاه تهران، ج 2، ص 256، مجموعه شماره: ف 3843.
18) فهرست مشترك نسخه هاي خطي فارسي پاكستان، ج 11، ص 1467.
19) كتاب شناسي آثار مربوط به قم: صص 43-38.
20) ر. ك: فهرست نسخه هاي خطي فارسي، احمد منزوي، ص 4264؛ مرآة الكتب، آيت الله ميرزا علي آقا شهيد تبريزي، ج 2، ص 115.
21) تاريخ قم، ترجمه حسن بن علي بن حسن قمي، ص 12.
22) مجمع الرجال، ج 2، ص 196.
23) الذريعة الي تصانيف الشيعة، ج 3، ص 279، ش 1029.
24) كتاب شناسي آثار مربوط به قم، صص 83-82.
25) فيض، صحيح است.
26) الذريعة الي تصانيف الشيعة، ج 26، ص 137، ش 682.
27) كتاب شناسي آثار مربوط به قم، صص 114-104.
28) الذريعة الي تصانيف الشيعة، ج 3، ص 460.
29) كتاب شناسي آثار مربوط به قم 189-176.
30) اعيان الشيعة، ج 10، ص 5.
31) فهرست نسخه هاي خطي كتابخانه عمومي حضرت آيةالله مرعشي نجفي، ج 13، ص 73، مجموعه 4898، ش 3؛ هچنين ر. ك: فهرست مشترك نسخه هاي خطي فارسي پاكستان، احمد منزوي، ج 11، ص 1486.
32) الذريعة الي تصانيف الشيعة، ج 3، ص 279، ش 1030؛ همچنين ر. ك: همان، ج 16، ص 271، ش 1146.
33) كتاب شناسي آثار مربوط به قم، صص 52-50.
34) همان، صص 170-160.
35) فهرست نسخه هاي خطي كتابخانه عمومي حضرت آيةالله العظمي مرعشي نجفي، ج 1، ص 165، ش 145.
36) كتاب شناسي آثار مربوط به قم، ص 98.
37) ر. ك: همان، صص 90-89.
38) معجم المؤلفين، ج 7، ص 85.
39) ر. ك: كتاب شناسي آثار مربوط به قم، ص 48.
40) فهرست كتابخانه مجلس، ج 22، صص 233-231.
41) فهرست نسخه هاي عكسي كتابخانه عمومي حضرت آيةالله العظمي مرعشي نجفي، ج 1، ص 244، ش 270.
42) كتاب شناسي آثار مربوط به قم، صص 49-45.
43) فهرست نسخه هاي خطي كتابخانه عمومي حضرت آيةالله العظمي مرعشي نجفي، ج 11، ص 381، ش 4376.
44) كتاب شناسي آثار مربوط به قم، ص 97.
45) فهرست نسخه هاي خطي كتابخانه عمومي حضرت آيةالله العظمي مرعشي نجفي، ج 14، ص 240، ش 5459.
46) كتاب شناسي آثار مربوط به قم، صص 68-66؛ همچنين ر. ك: الذريعة الي تصانيف الشيعة، ج 4، ص 457،ش 2042.
47) الذريعة الي تصانيف الشيعة، ج 5، ص 150، ش 644.
48) ميراث اسلامي ايران، ج 6، ص 127.
49) آشنايي با چند نسخه خطي، ص 167.
50) فهرست نسخه هاي خطي كتابخانه دانشكده ادبيات، صص 224-218.
51) فهرست كتابخانه مجلس، ج 21، صص 72-70.
52) فهرست كتابخانه عمومي معارف، كتب خطي و عكسي، ج 1، ص 74، ش 45.
53) فهرست ميكروفيلم هاي كتابخانه مركزي و مركز اسناد دانشگاه تهران، ج 3، ص 83، ش 4645.
54) فهرست نسخه هاي عكسي كتابخانه عمومي حضرت آيةالله العظمي مرعشي نجفي، ج 1، ص 106 و 240 و 241، ش 104 و 265 و 266.
55) الذريعة الي تصانيف الشيعة، ج 7، ص 216، ش 1045.
56) باشد» صحيح است.
57) كتاب شناسي آثار مربوط به قم، صص 59-53.
58) همان، ص 50.
59) فهرست نسخه هاي خطي كتابخانه مركزي و مركز اسناد دانشگاه تهران، ش 6571؛ همچنين ر. ك: فهرست ميكروفيلم هاي دانشگاه، شماره هاي 4152، 4153، 4194، 3455.
60) كتاب شناسي آثار مربوط به قم، ص 191.
61) الذريعة الي تصانيف الشيعة، ج 4، ص 166، ش 826.
62) اعيان الشيعة، ج 7، ص 425.
63) ميراث اسلامي ايران، ج 9، صص 292-291.
64) فهرست نسخه هاي خطي كتابخانه عمومي حضرت آيةالله العظمي مرعشي نجفي، ج 17، ص 329، ش 6790.
65) كتاب شناسي آثار مربوط به قم، صص 72-69.
66) ر. ك: توضيحات ذيل عنوان «انوار المشعشعين».
67) كتاب شناسي آثار مربوط به قم، صص 128-119.
68) فهرست ميكروفيلم هاي كتابخانه مركزي و مركز اسناد دانشگاه تهران، ج 1، ص 120، ش 2233.
69) ميراث اسلامي ايران، ج 9، ص 655.
70) فهرست كتابخانه مجلس، ج 6، ص 275، ش 2316.
71) فهرست نسخه هاي خطي كتابخانه هاي رشت و همدان، نسخه هاي خطي كتابخانه جمعيت نشر فرهنگ شهر رشت، ص 1134.
72) فهرست ميكروفيلم هاي كتابخانه مركزي و مزكز اسناد دانشگاه تهران، ج 1، ص 120، ش 2021.
73) كتاب شناسي آثار مربوط به قم، صص 131-130.
74) فهرست كتب خطي كتابخانه آستان قدس رضوي، ج 9، ص 46، ش 10429.
75) كتاب شناسي آثار مربوط به قم، ص 190.
76) فهرست ميكروفيلم هاي كتابخانه مركزي و مركز اسناد دانشگاه تهران، ج 1، ص 120، ش ف 2237.
77) مكارم الآثار، ج 4، صص 1203-1202، ش 631.
78) فهرست تاريخ - سفرنامه - سياحتنامه - روزنامه و جغرافياي خطي كتابخانه سلطنتي، ص 621، شماره رديف 258.
79) مكارم الآثار، ج 1، صص 240-237، ش 114.
80) كتاب شناسي آثار مربوط به قم، صص 117-115.
81) فهرست كتابخانه مجلس، ج 6، ص 275، ش 2315.
82) همان، ص 118؛ همچنين، ر. ك: راهنماي جغرافياي تاريخي قم، ص 13.
83) كتاب شناسي آثار مربوط به قم، ص 129.
84) الذريعة الي تصانيف الشيعة، ج 16، ص 263، ش 1081.
85) الفهرست، ص 101.
86) رجال النجاشي، ص 177، ش 467؛ همچنين ر. ك: الذريعة الي تصانيف الشيعة، ج 16، ص 272، ش 1147.
87) كتاب شناسي آثار مربوط به قم، ص 9.
88) ر. ك: مؤلفين كتب چاپي، خانبابا مشار، ج 4، ص 181؛ مكارم الآثار، ميرزا محمد علي معلم حبيب آبادي، ج 3 و ج 5، مقدمه.
89) ر. ك: كتاب شناسي آثار مربوط به قم، ص 95.
90) همان، صص 98-97.
91) فهرست ميكروفيلم هاي كتابخانه مركزي و مركز اسناد دانشگاه تهران، ج 2، ص 256، مجموعه شماره ف 3843.
92) فهرست نسخه هاي خطي كتابخانه عمومي حضرت آيةالله العظمي مرعشي نجفي، ج 11، ص 381، ش 4376.
93) كتاب شناسي آثار مربوط به قم، ص 96.
94) قم نامه، ص 6؛ همچنين، ر. ك: راهنماي جغرافياي تاريخي قم، ج 1، ص 16.
95) فهرست نسخه هاي خطي كتابخانه مركزي و مركز اسناد دانشگاه تهران، ج 16، ص 26، ش 5514.
96) صحيح 32 صفحه است، چنان كه در فهرست منزوي و فهرست دانشگاه تهران 32گ آمده است.
97) كتاب شناسي آثار مربوط به قم، صص 125-119.
98) قم نامه، صص 6-5.
99) ر. ك: فرهنگ ايران زمين، ج 6، ص 8؛ راهنماي جغرافياي تاريخي قم، ج 1، صص 16-15.
100) الذريعة الي تصانيف الشيعة، ج 3، ص 277.
101) كتاب شناسي آثار مربوط به قم، صص 37-11؛ همچنين ر. ك: تاريخ الترّاث العربي، ج 1، الجزء الثاني في التدوين التاريخي، ص 277.
102) اعيان الشيعة، ج 5، صص 419-418.
103) الذريعة الي تصانيف الشيعة، ج 22، ص 440، ش 7793.
104) ر. ك: آشنايي با چند نسخه خطي، دفتر اول، مدرسي طباطبايي، ص 186.